احمد مجد الاسلام كرمانى
155
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
همراهى نمود ثانيا حكيم الملك بماهى دوازده هزار تومان قانع نيست تا چه رسد بيك دوازده هزار تومان ثالثا مخبر الدوله از اسم وزير داخله كه ابدا اسم ندارد ملول است نه ممنون و همچنين ساير درباريان با آن طمع وافر احسانهاى او را قابل اعتناء نميدانند بلكه ملالت دارند كه چرا همه روزه صورت تكرار حاصل نميكند اين اشتباه فرمانفرما را واداشت باينكه يك روز تمام دربار را جمع نمود و با كمال اطمينانى كه داشت نطقى كرد كه : « حضرات وقتى كه نظر باصلاحات مملكتى ميكنم مىبينم هيچ مانعى ندارد چيزى سبب اخلال نميشود مگر تصرفات شخص شاه ، من اعتقادم اينست كه اختيارات را از شخص شاه بگيريم و خودمان بصلاح و صوابديد يكديگر كار بكنيم تا مملكت صورت اصلاح پذيرد . حكيم الملك كه مدتى بود مترصد اين بود كه بهانه و مستمسكى براى عزل او بدست بياورد ديد خوب عنوانى پيدا شد : اولا جواب داد كه : « ابدا تصرفات ذات ملوكانه سبب اختلال نظم مملكت نميشود و چنين شاهى هرگز به اين عقل و كياست و علم و درايت نداشتهايم و جهت ندارد كه اختيارات را از او سلب كنيم مگر خداى نخواسته ديوانه است ! ! » و مجلس را هم برهم زد مخبر الدوله را بخلوت طلبيد و گفت ديدى اين ولد الزنا چه گفت و چه خيال دارد ؟ مخبر الدوله تصدين نمود حكيم الملك گفت حالا آنچه مقتضى دولتخواهى است بجاى بياوريد مخبر الدوله هم كه وجودش مستعد بود رفت خدمت شاه برسد خلوت بود گفت بشاه عرض كنيد عرض لازمى دارم و چون مزاجم ناخوش است و اميد ندارم بتوانم يك مجلس ديگر شرفياب شوم و مىترسم عمرم وفا نكند و اين عرض مهم ناگفته ماند استدعا دارم پنج دقيقه وقت بدهيد شرفياب شده عرض خود را نموده مرخص شوم . وقتى كه پيغام او بشاه رسيد او را بار داده خلوت نمود ، مخبر الدوله عرض كرد :