احمد مجد الاسلام كرمانى

152

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

اغلب از آنها ظاهرا و تمام آنها معنا و مادهء در تبريز نوكر او محسوب ميشدند ، اميدوار بود كه به مجرد ورود بمقام سپه‌سالارى ميرسد و صدراعظم با او نساخت و او را مجبور از قبول حكومت خيلى ساده طهران ساخت ، فرمانفرما تا مدتى با خود صدراعظم مذاكره ميكرد بلكه با نهايت عجز و التماس منصب وزارت جنگ را از او درخواست مينمود و بقاى او را در مسند صدارت به اين شرط ضمانت ميفرمود ولى صدراعظم يا از شدت غرور ، يا از روى جهالت و عدم بصيرت استدعاى او را نپذيرفت و صريحا رد كرد و بالاخره فرمان‌فرما مأيوس شد و بدون اينكه منافقانه برضد او قيام كند التيماتوم داد ، كه ديگر طاقت تحمل ندارد و اگر اين مرتبه هم صدر اعظم استدعاى او را رد كند ، حتما در مقام عداوت و خصومت با او برميآيد و در عزل او اقدام مىكند و شب آخر از خانه صدر اعظم بيرون رفت در حالى كه صريحا باجزاى صدر اعظم گفت كه « من از فردا صبح در نهايت شدت در عزل صدر اعظم سعى خواهم كرد » و همين قسم هم شد و طولى نكشيد كه بواسطه اسباب‌چينىهاى فرمانفرما و شدت طمع درباريان صدر اعظم با آن همه خدماتى كه بشاه كرده بود ، معزول شد و بلافاصله روانه قم گرديد و مدتى مديد كه قريب بدوسال باشد در گوشه قم منزوى شد و اگرچه فرمانفرما براى عزل او وسائل بسيار برانگيخته بود از جمله احداث فتنه داخلى در طهران ما بين مرحومين امام جمعه و ميرزاى آشتيانى در سر موقوفات خان مروى واداشته و امتداد آن فتنه تاحدى كه خاطر شاه به كلى افسرده شده بود و واداشتن شاه بر اينكه در شب ميلاد خود ، سيصد عدد اشرفى براى تشريفات عيد مولود خود از امين المملك برادر اتابك وزير خزينه و صاحب اختيار ماليه بخواهد . كه فردا در موقع سلام آن اشرفيها را بدست مبارك بعمله و اجزاء خلوت مرحمت فرمايد و جواب دادن امين الملك كه چنين وجهى موجود نيست و بلافاصله آمدن فرمانفرما