احمد مجد الاسلام كرمانى

151

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

رسيدگى بدفاتر ماليه و پول‌خانه شرح اوضاع آن عصر از غارت موزه ، از وظيفه اين تاريخ خارج است و ما همين قدر بمناسبت مقام مقدمات استقراض را مينگاريم و كارى به كار حوادث جزئيه آن ايام نداريم ، لهذا از اطاق موزه بيرون ميرويم و بدفتر ماليه وارد ميشويم كه برحسب حكم شاه مرحوم مقرر شد ، در دفتر جمع و خرج ايران رسيدگى شود و مخارج زيادى هرچه هست قلم بگيرند . كه شايد محلى براى اشخاص تازه وارد پيدا كنند و مدتى در دفتر ماليه دقت و تفحص نمودند و فى الحقيقه محلهاى عمده هم پيدا كردند مثلا ، قريب يك كرور مواجب خانمهاى اندرون شاه مرحوم را يا از اصل زدند يا جزئى باقى گذاشتند ، مواجب شاهزادگان بزرگ مثل ظل السلطان و نايب السلطنه و غيره را نصف و ثلث كردند و بالاخره قريب دو كرور محل پيدا كردند ، كه تمام آنها را نوكرهاى شاه فرمان صادر كردند ، و بردند و بعد از چندماه باز محل خالى پيدا شد و شاه مرحوم بر ميرزا على اصغر خان امين السلطان سخت گرفت كه حتما يا مبالغى كلى استقراض نمايد و يا آنكه از حقوق مردم متفرقه كسر نموده محل مواجب به نوكرهاى شاه بدهد و مبلغى هم نقدا حاضر نمايد ، تا پول خانه ! ! به بعضى از آنها كه هنوز خانه ملكى ندارند داده شود ، صدراعظم انجام اين هردو فقره را در قوه و استطاعت خود نديد و بدفع الوقت گذرانيد ، درباريها هم كمتر او را مانع از خوشبختى خود ميدانستند ، در عزل او يك دل و يك جهت شدند ، از آن طرف فرمانفرما هم كه يكى از اشخاص لايق ايران ، بلكه از اعجوبه‌هاى زمان است و بواسطه سارلانانى ذاتى و لياقت فطرى خود بمقامات عاليه رسيده و خواهد رسيد و در موقع قتل ناصر الدين شاه فرمانفرماى ايالت كرمان بود و بلافاصله بطهران آمد و بواسطه رسوخيكه در مزاج شاه مرحوم و نفوذى كه در دربار آن مرحوم داشت ، كه