احمد مجد الاسلام كرمانى
133
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
--> كردند ، مخصوصا اخراج انحصار تنباكو را مكررا شرط كردم آنها هم مكررا قبول كردند ، بعد آنها را هم روانه ساخته فورا سوار شده به خانه آمدم وزير مختار انگليس هم فورا رسيد از نيمساعت بغروب مانده تا سه ساعت از شب گذشته مسلسل حرف زده هزار مقدمه بيان كرده و صد هزار دليل آورده تا به او لزوم عمل را فهماندم گفتم ، شما بدانيد ديگر از براى ما وسيله در اجراى اين عمل نمانده است غير از جنگ با داخله و رعيت خودمان ، كه آن هم به صد هزار دليل امكان ندارد ، و باز گفتم بدانيد كه اگر اين كار اينطور نگذرد جان و آبروى من در معرض خطر است ديگر قدرت ايستادگى ندارم و ميترسم مجبور بشوم كه استعفا كنم و اگر استعفاى مرا قبول نكنند خودم خودم را تلف كنم ؛ و به « لرد ساليسبورى » تلگراف كنيد كه اگر نميتوانيد كمپانى را به اين قرار راضى و مجبور كنيد پس از من چشم بپوشيد ، ديگر قبلهء عالم ميدانيد كه در مدت سه ساعت و نيم چقدر بايد حرف زده باشم و چقدر مباحثه و مجادله كرده باشم كه كار باينجا برسد و اين حرفها كه عرض شد گفته شود ، بالاخره همراهى كرده قول داد كه عبارت آخرى اين غلام را هم در تلگراف « لرد ساليسبورى » بنويسيد ، با اين تفصيل اميدوارم كه انشاء اللّه بخواست خداوند و باقبال شاهنشاه عمل تمام شود و وجود مسعود همايون بدون يكدينار ضرر مالى و آبروئى از اين مخمصه خلاص شود و از منت هاى بيجاى سركار « ظل السلطان » و آقاى « نايب السلطنه » و اين و آن خلاص و از تهديدات و آنتريكها و اسباب چينىهاى روسها هم آسوده شوند و عوض خندههائى كه آنها خيال داشتند بما بكنند ما به آنها بخنديم ، ولى نميدانم بعد از تمام شدن عمل هم فداكارى و جاننثارى و عشق و ارادت قلبى اين غلام بر وجود مبارك ثابت خواهد شد يا باز محل تأمل بوده هر روز با اسبابچينى آقاى نايب السلطنه و سايرين بايد وجود مبارك نسبت به اين غلام و اجزايم متغير بوده على الاتصال در حالت تزلزل و خفت نوكرى و زندگانى نمائيم و آيا بعد از انجام اين كار متوقع اين است كه ترحم و تصدق فرموده اين غلام را كه از همهء قوا افتاده است مرخص فرمايند خود را بگوشهئى نشانده بدعاگرئى وجود مبارك اين چند روز عمر را ختم نمايد و از شر مردم آسوده باشد يا خير ؟ زياده حد و قدرت جسارت ندارد - الامر الاقدس الاعلى مطاع مطاع مطاع -