احمد مجد الاسلام كرمانى

131

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

--> دنباله پاورقى همايون نوشته است ، بشما ننوشته است كه برداريد بخوانيد و صورت آن را از ديروز تا به حال سواد كرده دست بدست در اين شهر بگردانيد ، آنها هم چيزها گفتند ، غلام هم جوابهاى لازم را داده و حقيقتا از جان خود گذشته گفتم هرچه مىشود بشود ، بعد ديدم حالا مجلس برهم مىخورد هيچ كارى هم نشده است و آقايان با اين حالت از ترس و واهمه بيرون آمده از اين مجلس بيرون رفته هزار مزخرفات خواهند گفت و بشهرستانها خواهند داد كه رفتيم و وزرا را مالانديم پشت دين را راست كرديم . چنين و چنان كرديم ، و خيلى بد خواهد شد . بعد گفتم آقايان حالا كه آخر مجلس است لازم است اين نكته را بشما ها بگويم ، هفت كرور موهوم كه سهل است اگر هفتاد كرور پول نقد هم بياوريد حاضر كنيد محال است اين امتياز را بهم بزنند و ابدا بهم نخواهد خورد و امضاى يك پادشاه قادر مستقل تا قيامت به قوت خودش باقى است ، شما هم كه نمىتوانيد به زور پس بگيريد نگاه ميدارند هروقت مصلحتشان اقتضا كرد اجرا ميدارند ، خسارت گذشته را ميگيرند و آن وقت معلوم خواهد شد كه شماها بدين و دولت اسلام خدمت كرده‌ايد يا خيانت كرده‌ايد ؟ قبله عالم محض كمال دين‌دارى و مرحمت شماها را فرمودند حاضر شده بنشينيد اصلاحى در اين ماده فسادى كه در مملكت اسلام پيدا شده است بكنيد ، حالا شماها نميكنيد و تمام را لجاجت مىكنيد واضح است كه لعنت و بدنامى و ننگ اين كار براى شماها خواهد ماند نه براى دولت ، اگر چاره‌ئى بنظرتان ميرسد بكنيد و الا اين عربده‌ها و حرفها فايده ندارد ، شماها هم دولت را به اين شدت كه عاجز تصور كرده‌ايد ، پادشاه اسلام رئيس مسلمانان است هر حكمى بكند لازم الاجرى است ، شماها را براى كمك اينجا نياورده‌اند بلكه براى مشورت و مصلحت آورده‌اند كه اگر چيزى بعقلتان ميرسد بگوئيد ، خلاصه كم‌كم آقايان را به اين حرفها قدرى آرام كرده از هاى و هوى انداخته بعد گفتم عيب و ضرر شرعى اين قرارنامه را منحصر بيك كلمه نموده و متفق الرأى شده آن را بگوئيد شايد بتوانيم چاره‌ئى بكنيم . گفتند آن يك كلمه عمل « انحصار » است كه مبناى قرارنامه بر آن است تمام فصول قرارنامه راجع به كلمه « انحصار » است آنكه برداشته شد ديگر فصول و شروطى باقى نمىماند كه اصلاح شود .