احمد مجد الاسلام كرمانى
123
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
انعقاد مجلس و ترتيب مشروطيت ناچار وكلاى ملت اجازه ميدهند كه قرض ديگر اضافه شود يا از راهى ديگر حوائج فعليه و تدريجيه دولت را روا خواهند كرد و هرچند در اين مبحث خيلى خوانندگان را معطل كرديم ولى ناچاريم كه چند كلمه هم از استقراض بنويسيم تا تاريخ ما ناقص نماند . تمول ناصر الدين شاه ناصر الدين شاه مرحوم با اين همه مخارج شخصى ، علنا محتاج به قرض رسمى از خارجه نشد ، بلكه عادت آن مرحوم اين بود كه هميشه خود را متمول بخرج داخله و خارجه بدهد . چنان كه عقيده تمام وزرا ، بلكه تمام افراد ملت ايران و بسيارى از اتباع خارجه اين بود كه ناصر الدين شاه همه ساله يك كرور جمع بر خرج دارد ، كه آن يك كرور را در خزينه ميگذارد و اين عقيده بقدرى راسخ بود كه بسيارى از محررين اروپا بر او اعتراض ميكردند كه چرا اين همه پول نقد را در يك جا حبس كرده و حال آنكه ممكن است آنها را به كار بياندازند و اقلا ده يك يعنى صد دوازده از اينها فايده بردارند و مملكت را هم با اين همه پولآباد كنند ، يعنى خط آهن احداث كنند بانك دولتى تشكيل بدهند و با شراكت تجار متمول داخله ، كارخانجات لازمه از اروپا بايران جلب نمايند در معادن طلا و نقره و مس و آهن و سرب و فيروزه و ذغالسنگ كار بكنند و بالاخره تمام آنچه باتباع خارجه امتياز دادهاند ، خود دولت با شركت با صاحب ثروتان ميتواند انجام بدهد و هم دولت فايده كلى برميدارد و هم ملت او صاحب ثروت ميشوند و فقرا و مردم بيكار به كار ميافتند و مملكت هم آباد و غنى مىشود و كمكم رفع احتياجات ملت ايران از ملل اروپا خواهد شد و بيچارهها حق داشتند چرا كه با پنجاه كرور پول نقد كه دولت بدهد اقلا دويست كرور هم ملت بعد از تحصيل امنيت بر او اضافه ميكنند و با دويست و پنجاه كرور ممكن است ايران