احمد مجد الاسلام كرمانى

117

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

او حاضر كنند ، بنابراين مأمور مزبور به خانه كدخداى آن ده نازل شده خود كدخدا حاضر نبوده كسان كدخدا فورا چراغ حاضر كرده مال او را بطويله و خودش را باطاقى گرم راهنمائى كرده‌اند و گويا اطاق آن خانه منحصر بيك اطاق بوده ، كه عيال صاحب‌خانه هم در همان اطاق زير كرسى خوابيده بوده و چون براى تشريفات مأمور برنخواسته بر او معلوم شده كه اين زن ناخوش و از صداى طفل كوچكى كه در پهلوى او بوده واضح شده كه اين زن تازه زائيده و فعلا در بستر بيمارى است . بارى سركار مأمور در گوشه‌اى از آن اطاق در پهلوى بخارى نشسته و چاى و شام صرف نموده مهياى خواب شده و در كنار همان كرسى خوابگاهى برايش ترتيب داده بيرون رفتند ، بعد از آنكه در خوابگاه استقرار يافته و خيال داشته كه چشم بهم بگذارد ملتفت مىشود كه زن مريضه با نهايت ضعف و انكسار برخاسته و آهسته‌آهسته خود را بخوابگاه مأمور ميكشاند و در جلو او خود را به زمين انداخته ميخوابد در حالتى كه پشت خود را به طرف مأمور مينمايد ، شخص مأمور از اين حركت متعجب مىشود و اين اعمال را حمل بر جنون ضعيفه مينمايد و خيال مىكند آنها را كه در بيرون ، در اطاق ديگرى هستند صدا كند و فورا برميخيزد كه به طرف در برود . ضعيفه دست مىكند دامان او را گرفته و زار و زار گريه و التماس مينمايد بطوريكه دل چون سنگ مأمور ديوان بر حال او ميسوزد و متأثر مىشود و همچو حدس مىزند كه اين دردى . مطلبى ؛ تظلمى دارد كه به او پناه آورده ؛ لهذا قدرى ضعيفه را تسليت ميدهد و اظهار مهربانى مىكند و از او ميپرسد چرا گريه ميكنى ؟ مگرچه شده ؟ ضعيفه تا مدتى از شدت ترس ميلرزيده و متصل اشگ