احمد مجد الاسلام كرمانى
114
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
كه همه قسم تصرفى در جان و مال و اهل و عيال آنها به خوبى مىكند و از احدى واهمه ندارند ، بقدرى اين مطلب در ممالك ايران متداول است كه احدى را مجال اعتراض بر اعمال و تصرفات آنها نسبت به هستى رعايا نبوده و نخواهند بود حق آنكه ارباب ولو هرقدر فعله باشد ميتواند رعيت خود را به چوب ببندد يا گوش او را ببرد و يا خانهاش را ضبط نمايد و يا عيال و اطفال او را بفروشد يا استخدام نمايد و بالاخره هر اربابى بالذات خداوندكار رعيت است و شايد به همين مناسبت هم اسم مالك را رعايا ارباب گذاشتهاند ، كه جمع رب است و رب در لغت بمعنى پرورنده و يا پروردگار است و ارباب يعنى پروردگارها و نكته اينكه بيك نفر صيغه جمع خطاب كردهاند ناچار از براى رعايت احترام بوده ، چنان كه بيك نفر در مورد احترام هميشه به صيغه جمع خطاب مينمايند و انتم در عربى و شما در فارسى اطلاق مىشود و البته هر مزدورى نسبت بمزددهنده ، و رعيتى نسبت به صاحب ملك و هر بنده نسبت بمولى خود بايد هميشه رعايت ادب را منظور داشته باشد ، اما عقيده بنده اين است كه اطلاق صيغه جمع بر مفرد در اين مورد نه تنها بملاحظه احترام است بلكه چون هرصاحب ملكى در باره زارع و رعيت خودش سمت الوهيت دارد و علاوه از سمت الوهيت توقعات او از رعيت بيچاره به قدر پنج شش مقابل توقعات خداوند است از بندگان لهذا در مقام اطلاق خداوند را رب خواندهاند و مالك چند جريب زمين را ارباب و حقيقتا هرگز تكاليف دينيه كه خداوند بر بندگان خود تحميل فرموده است به قدر ثلث توقعات مالكين بىانصاف نيست كه از رعايا و زارعين خود انتظار دارند و هيچ قدرتى بالاتر از قدرت ارباب نسبت برعيت يافت نميشود مگر قدرت مأمورين ديوان كه چندين برابر قدرت ارباب است .