احمد مجد الاسلام كرمانى

115

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

وضع رعايا در ايران هرچند بسط در اين مقال تقريبا خارج از وظيفه اين كتاب است ولى چون به اين مقام رسيده‌ايم براى اثبات مطالب مهمه خود ناچاريم كه يك مثال تاريخى ايراد نمائيم تا هركسى اين روزنامه را ميخواند كه آنچه درباره مظلوميت رعايا نگاشته‌ام بداند مبنى بر اغراق نبوده است و اين طايفه بقدرى در ايران خار و ذليل هستند كه تمام طبقات حتى كسبه به آنها اذيت و استهزا مينمايند و حال آنكه حيات عمرانى تمام طبقات بدست رعايا و تمام مأكولات و مشروبات و تمام مواد منسوجه حاصل دست‌رنج اين بيچارگان است و بايستى تمام طبقات نهايت رعايت و محبت را در باره آنها داشته باشند و هميشه آنها را تشويق كنند كه دلشان گرم شده بهتر و بيشتر به كار كشت و زرع بپردازند بارى حالا آن حكايتى را كه من باب مثال و نمونه مينگاريم و سند روايت كه در نزد بنده كمال اعتبار را دارد درج مىنمايم . وزير اكرم ميرزا صالح « 1 » خان پسر حاجى كلانتر تبريزى كه شهرت نجابت

--> ( 1 ) حاج ميرزا علينقى باغ بيشه‌اى كلانتر تبريزى سه پسر داشت بنام‌هاى ميرزا ابراهيم خان مشرف الدوله كه در دوره اول مجلس شوراى ملى بنمايندگى انتخاب گرديد و ديگرى ميرزا اسحق خان معزز الدوله و سومى ميرزا صالح خان كه در زمان سلطنت ناصر الدين شاه به معتمد ديوان ملقب گشت و در زمان مظفر الدين شاه و ولايتعهدى محمد عليشاه بوزير اكرم و مدتى بيگلربيگى تبريز بود در سال 1324 ق حاكم گيلان بود و سپس حاكم تهران گشت ولى قبل از توپ مجلس شوراى ملى محمد عليشاه او را از حكومت معزول و بجاى او ابو الفتح ميرزا مؤيد الدوله فرزند حسام السلطنه را بحكومت تهران منصوب نمود ، وزير اكرم از اين تاريخ از كار دولتى دست كشيد و بمشروطه‌خواهان پيوست و در هنگام توپ بستن مجلس شورايملى بهمراه افراد آذربايجانى در مقابل سربازان دولتى جنگيد تا اينكه پس از غلبه قواى دولتى خانه او نيز بغارت رفت دو دوره مشروطيت پس از فوت حاج غلامرضا خان شاهسون آصف الدوله ملقب به آصف الدوله شد و مدت