احمد مجد الاسلام كرمانى
113
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
نه اينكه براى ديگرى جان بكند و وقتى آن زمين را ملك خودش ميداند كه دولت رسما آن قدرى از زمين را كه در تحت زراعت او است به او واگذار نمايد ، و آن رعيت يقين كند كه هرقدر در آن زمين خدمت كند نتيجهاش به شخص خودش و اهل و عيال او عايد مىشود نه بارباب ظالم بىرحم كه مثل اربابان ايرانى ، گمان كردهاند بلكه يقين دارند كه خداوند وجود تمام دهاتىها را براى استراحت آنها آفريده . بعلاوه از وجود خود زراعت كنندگان زن و بچه و تمام بستگان آنها حتما بايد وقف خدمت آقايان اربابان باشد ، اگر احيانا زنى خوشگل يا دخترى وجيهه يا اسبى تندرو و و و داشته باشند ، به مجرد آنكه ارباب ديد و ميل به آن كرد حتما بر صاحب بيچارهاش حرام و بر آقاى ارباب حلال ، بلكه واجب مىشود و هركس در خاك ايران مالك يك قطعه زراعت باشد بدون چون و چرا مالك جان و مال و ناموس تمام آن اشخاص است كه در آن زراعت ميكنند و اين حكم در تمام ايران مجرى و ثابت است ابدا تخلف از او روا نيست ، بلى در بعضى از نقاط ايران شدت و ضعف دارد . خريد و فروش رعايا چنان كه در تمام خاك كرمان اطاعت بلكه عبوديت رعايا نسبت باربايان زيادتر از ساير جاها است و در بلوچستان و كرمان رسما رعايا و عمله كه متعلق بحفر قنات كه « مقنى » ناميده ميشوند و ساير اجزائيكه مدخليتى در امر زراعت دارند خودشان و زن و بچه و بستگان و اموالشان روى ملك خريد و فروش ميشوند يعنى مثل گوسفند آنها را ميشمارند و در موقع معامله ملك ضميمه قيمت اصل ملك قرار ميدهند و در ساير جاهاى ايران با آنكه على الظاهر اين قسم نيست و رعايا را به قيمت ميفروشند ولى در باطن حكم آنها حكم غلام و نوكر است نسبت به مالك