احمد مجد الاسلام كرمانى
106
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
مشير الدوله و مشار الدوله كه مقصود صاحب لقب اين است كه طرف مشورت دولت باشد و حال آنكه مشير و مشار از باب افعال است كه مصدرش اشاره و اشارهكننده دولت يا اشارهشونده ابدا معنى ندارد باز مشاور الدوله به آن معنى زيادتر مناسب است و مستشار الدوله و مستشار الملك برحسب معنى لغوى مطلقا مناسبتى با اراده صاحب القاب ندارد ، چرا كه معنى ظاهرى لغوى آنها اين است طلب اشارهكننده دولت و مستشير طلب اشارهشونده و نميداند كدام اشاره را از دولت مطالبه كردهاند ، در حالتى كه خودشان قابل هيچ قسم اشاره حسيه نيستند و همان معنى را كه منشور الدوله دارد ، مشير الدوله هم ميتواند داشته باشد . بلكه پراكندهكننده دولت مناسبتش زيادتر است تا پراكنده شده دولت و هكذا مطاع الدوله در مقام تجليل بهتر است از مطيع الدوله و اطاعتكننده از دوست آنقدرها امتياز ندارد چرا كه هر فردى از ملت بايد مطيع دولت باشد اما مطاع دوست البته خيلى اهميت دارد و نگارنده يكوقتى كه فراغتى و دماغى داشتم در جمعآورى لغات مشتقه و كلمات جامده كه قابل اخذ القاب باشد قريب هشتاد هزار كلمه پيدا كرده و ثبت نمودم و خيال داشتم اعلانى منتشر كنم كه هركس لقبى تازه و دستنخورده مى خواهد بيايد تا من به او بنمايانم و از هر لقبى يك تومان حق الزحمه به من بدهد ، اما چون مردم ايران را خيلى متقلب ميشناختم ترسيدم كه بيايند و القاب را بعنوان امتحان و اختيار ملاحظه كنند و به من بگويند هيچ كدام را نپسنديدم و فورا از حفظ كرده بروند از حكاكباشى فرمان آن را به پنج قران صادر كنند چنان كه يكى از دوستان من لقبى تازه خواست و شرط كرد كه اگر پسندش شود ده تومان به بنده بدهد و من كلمه مجاهد را به او نشان دادم و على الظاهر اظهار كراهت از اين كلمه نمود ولى بعد از يك هفته رقعه از او ديدم كه مهرش مجاهد السلطنه بود بعد از دو ماه قريب دويست لقب از اين كلمه انتزاع و منتشر گرديد مجملا خيلى معذرت