احمد مجد الاسلام كرمانى
107
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
ميخواهم كه اين مبحث را كه خيلى مضحك بود طول دادم ولى اگر ملاحظه اختصار كتاب را نداشتم اقلا پنجاه هزار بيت در اين مقام مىنگاشتم تا خوانندگان پايه حماقت و درجه جهالت ايرانيان را به خوبى بشناسند ، كه اين ملت جاهل تا چه درجه ؟ ؟ ؟ و مقيد بعالم الفاظ هستند و دل خودشان را بچه مزخرفاتى خوش كردهاند و شايد يكوقتى موفق شوم كه قاموسى در فهرست القاب متداوله در اين مملكت ترتيب بدهم تا يادگار حماقت مردم اين زمان و مايه عبرت آيندگان گردد و عجالتا باختصار بگويم و برميگردم باصل مقصود كه عمده باعث و ايجاد عالم القاب ابتدا تا تحصيل منافع براى دولت بود كه شايد كسر بودجه را جبران كند ، چنان كه شنيدم شاه مرحوم خزينهاى در اندرون تشكيل داده و هر قدر تقديمى براى اعضاى فرامين مناصب و القاب جرح ميشد در آن خزينه ميگذاشتند و اسم آن خزينه را « خزينة الحمقا » گذاشتند ولى به زودى معلوم شد كه از اين ممر چندان دخلى عايد دولت نميشود و جهتش را هم اشاره كرديم . بلى بايد انصاف داد با آنكه در دوره ناصر الدين شاه بازار حراج القاب افتتاح شد اما مثل دوره مرحوم مظفر الدين شاه رواج نگرفت چرا كه ناصر الدين شاه هر قدر در دادن القاب مختلفه لفظيه مسامحه ميگرد اما در حفظ درجات نظامى كمال ملاحظه را داشت اما در دوره مرحوم مظفر الدين شاه درجات نظامى هم ضميمه ساير القاب افتخارى شد مثلا ناصر الدين شاه در پنجاه سال سلطنت لقب يا مقام سردارى را به پنج شش نفر زيادتر نداد . اما در دوره مظفر الدين شاه عدد سردار به چند هزار رسيد و در اين اواخر بقدرى زياد شد كه ديگر كسى ميل ندارد سردار خوانده شود و سردارهاى محترم استدعاى تغيير منصب و لقب نمودند و بعضى از آنها امير نويان شدند و آنها كه آن اندازه مكنت نداشتند كه از عهده