احمد مجد الاسلام كرمانى

100

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

بعد كه از ثلاثى مجرد او فارغ شدند او را بباب افتعال بردند و از او هم چندين قسم لغت مشتق شد . منتصر الدوله الى آخر انتصار الدوله الى آخر و همچنين لغت امانت از امين الدوله گرفته الى امين دواب لقب صادر شد بعد هم مؤتمن الدوله مؤتمن الملك . مؤتمن السلطنه الى مؤتمن دربار باضافات مختلفه استعمال شد ، لغت اعانت هم تقريبا مثل امانت معين الدوله الى آخر ولى تفاوتى كه دارد در مزيد فيه است نه در ثلاثى مجرد و نميدانم بچه ملاحظه اين لغت از باب افتعال قهر كرده و بباب استفعال پناه برده كه مستعين الدوله و مستعان السلطنه و امثال آنها استعمال شد و بعد از آنكه تمام كتاب قاموس را كشتند و پدر مشتقات را درآوردند ، شروع بجوامد نمودند و رفته‌رفته قيد تركيب لفظى را هم زدند و عربى را با فارسى و فارسى را با عربى تركيب نمودند ، مثل هژبر السلطنه و بهادر الدوله بهادر جنگ . بهادر لشگر . اسد الملك . ضرغام الدوله . سيف الدوله . كوكب السلطنه ، اختر الدوله ، نجم الدوله ، نجم حضور ، كوكب الدوله ، شمس الملك ، شمس السلطنه ، شمس الممالك ، قمر الدوله ، قمر السلطنه ، و امثال آنها و چون ديدند از فلكيات هم بارشان بار نشد و طرفى بر نبستند ، شروع بتشريح بدن انسان نمودند و هر عضوى را به چندين مضاف‌اليه استعمال نمودند - عين الدوله - عين الملك - عين السلطنه الى آخر عضد الدوله - عضد السلطنه الى آخر ساعد الدوله ساعد السلطنه - ساعد الملك الى آخر - لسان الدوله - لسان السلطنه - لسان الملك الى آخر اينكه ما از القاب نوشتيم تقريبا يكى از هزار و كمى از بسيار مواد مشتقه و جامده بود كه من باب نمونه نوشتم و الا اگر ميخواستم تمام مصادر و اعلام و مشتقات را با اقسام اضافات آنها بنگارم اقلا صد هزار كلمه ميشد كه تمام آنها فعلا از القاب متداوله و امتيازات معقوله در اين مملكت است ، مثل ماده عصمت كه ثلاثى مجرد و باب افتعال آن‌كه اعتصام باشد و حساب كه به دو باب از ثلاثى