احمد مجد الاسلام كرمانى
101
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
مزيد فيه مسافرت نموده كه يكى مفاعله است و ديگرى افتعال محاسب و احتساب و جلال كه بباب افعال رفته و هم بباب تفعيل و هكذا در جوامد از قبيل سراج و مفتاح و مصباح و مشكواة و نور و ذكاء و ريحان و هوا و صفا و شمشير و شير نيزه و تير و و و و و و و كه حقيقتا تعداد آنها محتاج است به چندين مجلد كتاب بسيار ضخيم و خارج از استطاعت ما است ولى از اين رهگذر دولت عليه را چندان گشايشى حاصل نشد چرا كه راه تقلب در آن باز و دست متقلبين دراز شد ، اولا بسيارى از اين القاب را مجانا استدعا كردند و بشفاعت خانها و وزراء بمختصر تعارفى گذرانيدند . ثانيا رندان بناكردند بفرمان ساختن و چون فرمان لقب محتاج به ثبت و ضبط نبود هركس هم ميتواند صحه همايونى را بعد از دو سه روز مشق كردن بسازد و بعلاوه بعد از صحه فرمان ، لقب فقط محتاج است به مهر صدر اعظم و اتابك مقتول روزى هزار فرمان لقب هم اگر بحضورش ميبردند ، مهر ميكردند بدون اينكه خودش بخواند بلكه عادت او اين بود كه مهرش را ميانداخت نزد منشىهاى حضورش كه اين گونه كاغذها را بضميمه جواب عرائض مراسلات ولايات كه بسليقه خودشان نوشته بودند مهر كنند و منشىها هم ميدانستند . اتابك در باب مهر كردن فرمان لقب نه اعتنائى دارد و نه هرگز اعتنائى كه چيزى مطالبه كند ، اين بود كه هرچه فرمان لقب به آنها ميدادند بدون ترديد مهر ميكردند و مختصر تقديمى كه صاحب آن لقب ، يا واسطه در صدور فرمان ميداد قناعت ميكردند و آنها هم فرامين را بعد از آنكه به مهر اتابك ميرسيد ميگرفتند كه ببرند بصحه همايونى برسانند و صحه همايونى هم بدون تقديم ممكن نبود ، لهذا شروع كردند بساختن صحه و كسانى كه فرامين معموله ايران را ديدهاند ميدانند ما چه ميگوئيم و چگونه ممكن است صحه را بسازند ، چرا كه غير از يك خط كج و معوج كشيدن خرجى ديگر ندارد نه ثبت مخصوصى براى صحه پادشاهى