احمد مجد الاسلام كرمانى

99

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

فروش القاب و مناصب يعنى مناصب و القاب را در معرض فروش و حراج درآوردند و هركس هر منصبى استدعا كرد به يك مبلغ معينى به او دادند مثلا درجات نظامى از قبيل سرهنگى سرتيپى ، ياورى ، سلطانى ، امير پنجى ، امير تومانى ، سپه‌دارى . سالارى ، امير تويانى ، به اندازه فروخته شد كه عده صاحبان مناصب دو سه مقابل افراد نظامى شد و در اوايل امر عده‌اى براى انجام اين معامله با كمال عجله حاضر شدند و متصل پول دادند و صاحب منصب خارج از فوج يعنى سرهنگ و سرتيپ و امير پنجه و امير تومان افتخارى ابوابجمعى شدند ، تا وقتى كه عده آنها بقدرى زياد شد كه ديگر كسى پيرامون اين معامله نرفت ، بلكه از بس هر بىسر و پائى صاحب‌منصب شد ، ديگر شأن و شرفى براى اين مناصب باقى نماند حتى زرگر و معمار و كلاه‌دوز و نجار هم بىنصيب از منصب نماندند بعد از اينكه اين متاع به كلى فاسد شد و از رونق افتاد شروع به فروش القاب افتخارى كردند و باختلاف لغات قيمتى براى صحه فرامين بعنوان تقديمى معين گرديد و از هرماده چندين لفظ مشتق شد كه صاحب قاموس و « منتهى الارب » هم از تعداد آنها عاجز شدند ، مثلا ماده نصرت ، از حيث اشتقاق لفظى و مضاف اليه قريب پانصد لقب شد ، كه براى نمونه به بعضى از آنها اشاره مينمائيم : نصرة الدوله - نصرة السلطنه - نصرة الملك - نصرة السلطان - نصرة خاقان - نصرة . . . . به همين قسم ناصر الدوله - ناصر السلطنه - ناصر الملك - ناصر الممالك - ناصر خاقان - ناصر نظام - ناصر لشگر - ناصر حضور - ناصر دفتر - ناصر الوزراء صيغه فعيل او را هم مهمل نگذاشتند و بر همين قياس نصير الدوله - نصير السلطنه - نصير الملك - نصير السلطان - نصير نظام - نصير دفتر - نصير خلوت - نصير حضور نصير الممالك - نصير لشگر - نصير خاقان و و و و تمام فرامين دولتى صادر شد ،