احمد مجد الاسلام كرمانى
95
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
و صدارت مرحوم ميرزا على اصغر خان اتابك اعظم چندين درجه بر اين اسراف افزوده شد ، چرا كه مستوفى الممالك فقط بسادات و اهل علم و اهل فقر ميداد اما اتابك مقتول بهر مطرب و رمال و دعانويس بلكه نجار و بقال و علاف و معمار مواجب و مرسوم دولتى ميداد ؛ مخارج شاه هم روز بروز بواسطه كثرت ميل او بزنها زياد ميشد ، تا آنكه يكوقتى كار به جائى رسيد كه زياده از دويست نفر زن عقدى و صيغه در اندرون او جمع شدند و مسلم است دويست نفر زن زيادتر از دو فوج سرباز مخارج دارند ، چرا كه هركدام اقلا ده بيست نفر اجزاى شخصى داشتهاند و از دويست الى بيست نفر اقوام و طايفه و تمام آنها مرسوم و حقوق و مهترى دولتى گذرانيدند و بتوسط خانها فرمان صادر كردند مستوفيان عظام هم وقت را غنيمت شمردند و هرچه بهر اسم كه خواستند فرمان صادر كردند و احدى از بستگان و كسان بلكه خدمتكاران خود را محروم نكردند ، حتى آنكه باسامى مختلفه حقوق ديوانى بردند مثلا ميرزا حسن مستوفى به چندين اسم و عنوان مواجب و مستمرى در دفتر برده ميرزا حسن - حسن خان - حسن آقا ملا حسن - شيخ حسن و و و . . . . و بعلاوه از تمام اين تقلبات بعموم مردم اعلان دادند كه هركس مواجب و مستمرى بخواهد مستوفيها حاضرند براى آنها محلى پيدا كنند مردم ايران هم بنان مفت خوردن عادت كردهاند و هيچوقت حاضر نيستند كه بقوه بازوى خود و كسب و كار و زحمت تحصيل معاش بنمايند ، بنابراين مردم هر شهرى دور مستوفى آن شهر را گرفته و هى پول دادند و حقوق گذرانيدند مثلا فلان آدم دويست تومان نقد بمستوفى ميداد فرمان صد تومان مستمرى ميگرفت و خود آن مستوفى ضامن بود كه محلى براى آن دويست تومان پيدا كند و ترتيب پيدا كردن محل هم اين بود كه اگر نايب مستوفى پيدا ميكردند ، بدون اينكه بدولت راپورت بدهد كه لااقل ثلث آن را ضبط كنند ، باندك تغييرى در اسم و رسم