احمد مجد الاسلام كرمانى
80
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
از روى حقيقت و عقيده قلبى بوده بلكه تمام برحسب اقتضاى پولتيك وقت پيشآمده ، بلى من يك عقيده خاصى در اين مقدمه دارم كه از اظهار آن ناگزيرم و آن اين است كه اگر ملت ايران همانقدر كه شاه با آنها اظهار مساعدت ميكرد با شاه مساعدت كرده بودند ، هيچوقت شاه به اين خيال نيافتاده بود كه مجلس را بتوپ بهبندد و حالا از روى انصاف ، ميگوئيم اگر آنهمه فحش كه بشاه دادند و نوشتند به بنده و غيره داده بودند و زورش ميرسيد فورا مجلس را بتوپ ميبست و آحاد اعضاء آن را از دم شمشير ميگذرانيد باز خيلى بايد از اين شاه تشكر كرد كه بعد از غلبه چندان بر مردم سختگيرى نكرد بلكه تا حدى عفو و اغماض كرد و مسلما اگر ملت فتح كرده بود با دولت اينطور معامله مينمود و يقينا ريشه آنها را مىكند و بر بزرگ و كوچك آنها ايفا نميكرد ، چنان كه در موقعى كه آقايان در باغ شاه محبوس بودند و ناصر السلطنه و حاجب الدوله و امير جنگ از آنها پذيرائى ميكردند ، شبى در موقع خواب آقاى آقا سيد محمد با آقاى آقا سيد عبد اللّه محرمانه صحبت ميكردهاند و گمانشان اين بود كه ميزبانهايشان بخواب رفتهاند ولى آنها عمدا خود را بخواب زده و ميشنيدهاند كه آقاى آقا سيد محمد از آقا سيد عبد اللّه سئوال كرده بود ، اگر ديروز امر به عكس ميشد و ما بر دولت غلبه ميكرديم آيا همين قسم با آنها سلوك ميكرديم و براى آنها رختخواب حاضر ميكرديم و شام و نهار مرتب ميداديم و لباس ميآورديم و آقاى آقا سيد عبد اللّه فرموده بودند ، به حق خدا همه را با نهايت ذلت هلاك ميكرديم و معلوم است اينها از ما نجيبتر هستند و حقيقتا از انصاف نگذريم ، در اين مدت مردم جاهل و وكلاى غافل خيلى در باره شاه و اعضاى خلوت او هتاكى كردند و ابدا چيزى فروگذار نكردند ، وزراى مسئول را بقدرى سرزنش دادند و به زخم زبان قلوب آنها را پارهپاره كردند كه هيچ كابينه نشد كه دو ماه امتداد پيدا كند