احمد مجد الاسلام كرمانى

74

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

فورا منفى مىشود اما قدرت واقعى و نفوذ در قلوب هيچ وقت نفى نميشود و اسبابش همان جلب قلوب است بحسن سلوك با طبقات كل على حسبه و البته كسى كه به اين معنى پىبرده باشد هرگز سعى نميكند كه بواسطه سوق سپاه و كثرت خدم و حشم بر تبعه خود مسلط شود ، بلكه سعى مىكند كه بواسطه اشاعه عدل و داد و رفع ظلم و بيداد مالك همه قلوب تبعه خود شوند حاصل آنكه كارى مىكند كه ملت او را دوست بدارند و از صميم قلب پرستشش كنند ، نه آنكه از او بترسند و از ترس عقوبت او از او اطاعت نمايند ، اما چنين پادشاهى جز گاهى در ستون تواريخ جائى ديگر پيدا نشده و ميشنويم كه امپراطور حاليه ژاپن ميكادو در ميان ملت خود همين حالت را دارد ، اما نديده‌ايم ما بين ديدن و شنيدن فرسنگها مسافت است و اگر بخواهيم دقت كنيم و بقول عوام باريك شويم خواهيم دانست كه اغلب اين اشتهارات مورخين و انتشارات محررين مبنى بر اغراقات متعارفه است چندان حقيقتى ندارد . عدالت انوشيروان چنان كه در تمام تواريخ انوشيروان را پادشاه عادل نوشته‌اند و ميگويند زنجير عدل داشته است كه شخصا بعرايض تمام متظلمين رسيدگى ميكرده است و خانه يك نفر پيرزن را كه در وسط كاخ او واقع شده چون راغب به فروش نبوده متصرف نشده و به همان حالت باقىمانده و مردم ايران و ملت عجم بوجود اين پادشاه افتخارها دارند بلكه خبرى از حضرت رسالت پناهى معروف است كه افتخار فرموده‌اند باينكه در زمان سلطنت پادشاهى عادل متولد شده است ( ولدت فى زمن سلطان العادل ) اما در نظر محققين تمام آنچه از عدالت او شهرت دارد افسانه صرف است بلكه انوشيروان در ميان سلاطين ساسانى از همه ظالم‌تر بوده و كدام ظلم از اين بالاتر كه وزيرى دانشمند مثل بزرگمهر را در