نجم الدين ابو الرجاء قمى
40
تاريخ الوزراء ( فارسى )
و ليكن تفاوت ميان ايشان ظاهر بود . شعر : ( 37 پ ) و لم ار امثال الرجال تفاوتا * لدى المجد حتى عد الف بواحد دال و ذال در يك قالب ريختهاند ، و ليكن دال چهار است و ذال هفتصد . خورشيد ، تنها برون جهان را روشنتر از آن كند كه ، ماه با چندين هزار ستاره به شب . مجد الدين ابو طالب و كمال ثابت و رضى الدين ابو سعد را ، ولى الدين سورى استادكار شد . آستر بهتر بود كه ابره . عمل پادشاه آتش است ؛ عاقل خويشتن را در ميان آتش نيفگند . دليرتر از شير نتوان بودن ، با همه جسارت و دلاورى ، چون آتش بيند ، بگريزد . اما آتش عمل ، كفايت مرد و بىآلتى ظاهر گرداند ؛ چنان كه آتش حقيقى . فرق ميان چوب و عود با ديد آرد . اهل صنعت و هنر را ، چون مساعدت روزگار نباشد ، چون ستاره كوچك نمايد ، و لكن بزرگ بود . آب زمزم را اگرچه شورى بود ، بر همهء آبهاى جهان فضيلت دارد . منصب سلطان ، خاصوعام را شرف است ، و لكن آب ( 38 ر ) چون بر سنگ رود ، صافىتر آيد كه برخاك . اهل صنعت اگرچه بر عطله باشد ، شمشيرى بود برندهء گوهردار ، كه دسته و غلاف زراندود ندارد . چون شمع موكبى افروخته شود ، چراغ دزدان را چه محل باشد . بوى مشك پنهان نماند . اثير الدين ابو عيسى ، طغرايى بود ، و عز الدين ولى منشى . خط عز الدين ولى ، اطلسى بود كه آن را به آستر كرباس طغراى اثير الدين ابو عيسى كردند . زنى پير را كه پسر مرده پيش نهاده باشد ، بر اين معنى خنده آيد . ديو بر اين حديث تعويذ بيفگند ؛ و اگرچه در اجتذابات دست تمام داشت . و مدتها عمل خوزستان بوى مفوض بود ، و دراز ناخنتر از كفتار بودى ، در طغرايى پياده آمدى . چون متاع عنين آمد شدى بىفايده مىكرد . به وى عمل خوزستان لايقتر بود . نيم مست را هيچچيز لايقتر و بهتر از