نجم الدين ابو الرجاء قمى
مقدمه 47
تاريخ الوزراء ( فارسى )
و ب تاريخ الوزراء است . اما سخن خندهدارى كه در صفحهء 84 نسائم هست و بىاطلاعى وزير را نشان مىدهد ، ظاهرا نبايستى در تاريخ الوزراء باشد . جلال الدين الدرگزينى اين وزير بعدى در فهرست نسائم ، عنوان خاصى در تاريخ الوزراء ندارد . مولف براى جلال الدين عنوانى نياورده است و مىگويد پس از آنكه سلطان محمد ، خاصبك را كشت ، جلال الدين را وزير كرد . كرمانى مطالبش را از جاهاى مختلف تاريخ الوزراء گرفته است . شعر صفحهء 86 نسائم كه با عبارت « در خواب . . . » آغاز مىشود ، در صفحهء 144 ب تاريخ الوزراء هست ، اما اين شعر در تاريخ الوزراء به عوض قاضى شروان به اوحد الدين ابو الاشاعر نسبت داده شده است . شعرى كه در صفحهء 86 نسائم با عبارت « خصمم زبهر توليت . . . » آغاز مىشود ، مأخوذ از صفحهء 148 ب تاريخ الوزراء است . شعر عربى صفحهء 86 نسائم ، مأخوذ از صفحهء 182 ب تاريخ الوزراء در وزارت دوم شمس الدين ابو نجيب است . رباعى صفحهء 87 نسائم مأخوذ از صفحهء 150 الف تاريخ الوزراء است . شهاب الدين حامدى همهء بندهايى كه در نسائم دربارهء اين وزير هست ، مىتواند از صفحات 160 الف تا 176 الف تاريخ الوزراء مأخوذ باشد ، جز ظاهرا اين مطلب كه وى چهار سال در اصفهان خدمت كرده و در آنجا شهاب ثاقب او برخاك آمده است ( نسائم ، ص 87 ) . فخر الدين كاشى ماجراى معين الدين ساوى و امير عمر در نسائم چكيدهء مطلبى است كه در صفحهء 176 ب تا 179 ب تاريخ الوزراء آمده است ، جز اين مطلب كه عمر در قلعهء النجق ( ؟ ) در نخجوان زندانى شد و تاريخ الوزراء فقط آذربايجان ذكر كرده است . قوام الدين ابن قوام الدين ابو القاسم اين چهار سطر از صفحهء 191 ب تا 192 الف تاريخ الوزراء مأخوذ است ، حال آنكه خلقوخوى او به همين ترتيب توصيف شده است و علت اخراج وى در صفحهء 215 الف تاريخ الوزراء روايت شده است . كمال الدين ابو شجاع چهار سطرى كه در صفحهء 89 نسائم هست ، با اين عبارت آغاز مىشود :