نجم الدين ابو الرجاء قمى
399
تاريخ الوزراء ( فارسى )
ماهى بود كه از پس محاق برآمد 183 ر ماهى بر خشك افتادن 86 ر ماهى بر رمضا و سوسمار در دريا 31 پ ماهى به قعر رود 20 ر ماهى در ميان ستارگان 25 ر ماهى كه آن را محاق نباشد 233 ر ماهى كه در وى ذرهاى نقصان نديدند 94 پ ماهى سقنقور برابر كافور بودن 78 ر مباشرت منصب بر كسى متعين بودن 176 پ مباشرت منصب بر وى متعين بود 101 ر مبرز بودن 207 ر مبسم ايام 195 پ مبضع كارگر آمد 124 پ متاع عنين 38 ر متاع مرتفع از كاروان بگسلد 197 پ متاقن و ملازم كسى بودن 212 پ متانت ادب 224 ر متجدد شدن 83 ر متحركتر از آفتاب 151 ر مترشح وزارت 130 ر مترشح وزارت 42 پ متزاوى و متساوى 27 ر متشوف شدن 104 ر متصرف تا زنده باشد ، كار او در افتانوخيزان باشد ، جز به مرگ چون شمع سوخته نشود 170 پ متصرف چون درزى باشد ، روزى اطلس دوزد و روزى كرباس 3 پ متصرفان فاضل 108 پ متعبد بودن 194 ر متغير راى شدن 91 پ متكبرتر از غراب 63 ر متكبر كمتر از سگ باشد 46 ر متناسى بودن 59 ر متناصر شدن 163 ر متواضعتر از هدهد 63 ر متوسط به سلامتتر است از منتهى 23 پ متوفر بودن 101 پ متوفى شد 101 پ مثال عزل 72 ر مثالهاى ايشان زيباتر از خرمن گل است 216 پ مثالب ظاهر كردن 67 ر مثانى و مثالث طرب 77 ر مجال سخن يافتن 230 ر مجال فراخ يافتن 179 ر مجدهء روزگار به خلاف گذرگاه ماست 161 پ مجرهء اقبال عنانش 178 ر مجرى كه ماهى به قعر آن نرسد 64 پ مجلس عالى 91 پ مجهودى بجاى آورد 141 ر مجهولان در حمايت خمول باشند 7 پ محاسن مشكرنگ كافورشكل شدن 98 پ محسود جهانيان شدن 153 پ محض روح بودن 211 پ