نجم الدين ابو الرجاء قمى
398
تاريخ الوزراء ( فارسى )
ما بلقم روستايى را خداوند خواندن 21 ر ماتمگاه 51 پ مادر جهان 224 ر مادر جهان به وجود كسى عقيم بودن 101 ر مادر سترون اميد منجب آمدن 25 پ مادر فتنه منقطع شدن 227 پ مادر فرزند را آنگه شير دهد كه خواهد 18 ر ماه اگر بر زمين بودى ، چنان نيكو نبودى كه بر آسمان 131 ر مار افسارا اغلب مار كشد 23 پ مار به دست گرفتن 4 ر مار بىدست و پا 69 پ مار چون اژدها گشت مردمخوار گردد 90 پ مار خرد بتر هلاك كند 9 پ مار را پشت نرم بود ، لكن زهر افشاند 6 پ مار را چون آخر كار باشد ، در راهگذر خوابگاه سازد 178 ر مارزدگان بيداد را به مهرهء مار شفا دادن 201 ر مار فنا دندان كار فرمود و شير قضا مخلب 205 ر مال از وجوه معتاد طلب كردن 20 ر مال جهان از در و بام درافتادن 109 ر مال موافقه 172 ر مالابدى 172 پ ماليخوليا 106 پ ماندنىتر بودن برهء مرده از برهء زنده 15 ر ماندهتر از آببهآب بودن 80 پ مانند غراب منتظر مرگ شتر بر ريش نشسته 116 ر ماه از خورشيد نور گيرد 43 ر ماه از ستاره با خيل و حشم باشد 106 ر ماه از محاق و خسوف خبر ندارد 41 پ ماه اقبال در محاق افتادن 205 ر ماه اقبال كسى در محاق بودن 22 پ ماه با روز رونقى ندارد 111 پ ماه با ستارگان بود و خورشيد تنها 17 پ ماه به كمال رسيده در نقصان افتد 97 ر ماه چون سحرگاه برآيد ، ناقص باشد 91 ر ماه در تاريكى باشد 117 پ ماه در دامن نشايد گرفتن 9 ر ماه دور از خورشيد بدر است و در روز نزديك خورشيد ، در محاق است 63 پ ماه را از رعد خوفى نباشد 6 پ ماه را غبنى نباشد كه آن را از خورشيد خسوف بود 72 پ ماه علم در طشت ديدن 209 ر ماه غواص در همهء آبهاى روشن 136 ر ماه كامل را از خسوف بيم است ، و هلال را گزندى نباشد 23 پ ماه هر دو روز و نيم برجى بپرد 48 پ ماه يك بار در ثريا نزول كند 45 پ