نجم الدين ابو الرجاء قمى
384
تاريخ الوزراء ( فارسى )
ضمان سعادت 135 ر ضم معبود صانع آن است 105 ر ضيق النفس 116 پ ط طارم نيلوفرى گردون 174 پ طارم وزارت 130 ر طاس درست را طنين بود و چون شكسته شد لال گردد 2 ر طاعتدارى 201 ر طاعتگونه 152 ر طاقت روى روزگار محال است 40 پ طامهء كبرى 51 پ طاوس اقبال بر سر كسى جلوهگر آمدن 9 ر طاوس زشتپاى است و آهو خنس 166 پ طبر زد در آفتاب نهادن 61 ر طبع زنگار گرفتن 173 ر 198 ر طبع صندل گرم است 78 ر طبق كديه پيش داشتن 58 پ طبل باز ظرافت او بر فلك مىزدند 122 پ طبل رحيل كسى زدن 205 ر طبل ظرافت 57 پ طبلى در زير گليم زدن 35 پ طبيب را دقت بيمارى خوانند 176 پ طبيب عرق بيمار به شفقت و آهستگى بيند 20 ر طحلب آب گرچه آرايش آب است ، بىفايدت بود 126 پ طحلب جوى آب بپوشد و بهيچكار نيايد 36 پ طراز اول بودن 29 ر طراز جامهء روزگار بودن 115 ر طراز عمر 191 پ طرفطرف 213 ر طرفه آن شب 3 پ طريق مردمى سپردن 73 ر طريقى عجيب 98 ر طشت از بام افتادن 177 پ طشتخانه 123 پ طشت شمع 74 پ طعامها چون از دهان بگذرند ، همه يكسان باشند 45 ر طفل از شير بازنگرفت ، تا مبادا نان خورد 15 پ طفل در قماط پيچيده 97 ر طفيلى را از ديگ بىچربى بازداشتن 52 ر طلاقت روى او جهان را فال فرج و طالع ميمون است 228 ر طلب بزرگى كردن ، گردن مىشكند 178 پ طلب عدس و بصل كردن 68 ر طلعت جهانآراى 209 پ طمطراق خنگ و سمند 32 ر طمع مردم را واله كند 46 پ طوارق 142 ر طواف كردن 218 ر طوطى شكرخاى 35 پ طوفان بر سرآمدن 161 ر طوق فاخته 66 پ طوق فاخته را جز بكشتن از وى نتوان ستدن 113 ر طوق فاخته مخلوق باشد نه مصنوع 66 پ طوق گردن گردون 171 پ