نجم الدين ابو الرجاء قمى
385
تاريخ الوزراء ( فارسى )
طوق مرصع در گردن روزگار آمدن 148 ر طوق و سرافسار اسب را بدواندن 32 پ طومار خالى از معانى كاتب ، پشت و شكم يكى است 223 ر طويلهء دربرگردن روزگار مىزيست 211 پ طى دانايى 226 پ طى ضمير 83 پ طيارات جهان 226 پ طى و نشر روزگار 37 ر ظ ظالمى كه لباس او از كفن مردگان باشد و بساط از فرش مسجد 182 ر ظلمات شبهت 95 پ ع عارض روز به عارضى او چنان مزين شد كه آسمان به ماه و ستارهها 231 ر عارض و كاتب جنس بودن 137 ر عارضى ظاهر شدن 191 ر عاشق بدبخت آنگه كه در خواب خيال دوست بيند ، رقيبى با خيال او باشد 218 پ عافيت از سنگ بيرون مىآيد 214 پ عاقبت به خير آمدن 51 ر عاقبت به زهر آبرو سكبايى برد 198 ر عاقبت هم بگذشت و بگذاشت 99 ر عاقل بيشتر اوقات غمگين بود 20 ر عاقله جهانيان 73 ر عالم اكسير و كيميا 197 پ عالم پيش جاهل مبتذلتر از خاك راه باشد بيش باد به وى التفات ننمايد 31 پ عالمى ديگر بود در عالمى 195 پ عبرت قوانين 226 پ عتاب مولم 106 پ عجبتر از سحر حلال 193 ر عدت و ذخاير و دفاين 142 ر عدل مندرس با قالب افگند 49 ر عديل شدن 223 پ عذبتر از آب زلال 193 ر عربدهء مستان 71 پ عرش عريش 68 پ عرصهء « لعل و عسى » پيمودن 118 ر عرض ايشان دستار خوان ذم شدن 16 پ عرفات را نردبان عزفات جنات شناخت 191 پ عرق جبين 99 پ عرق را آب زلال سود ندارد 29 پ عروس از حجله برآمد 164 ر عروسان شوهركش 140 پ عروس جهان را كابين جان است ، ديروز و دمى ستاند 218 پ