نجم الدين ابو الرجاء قمى
383
تاريخ الوزراء ( فارسى )
تا مرواريد بدست آرند 67 پ صد فصل نكايت 8 پ صدمهء روزگار 77 ر صدور اسلام 64 پ صراحى آنگاه طرب نمايد كه شراب از آن بيرون آيد ، نه آن وقت كه شراب در آن كنند 115 پ صرير نقش دشمن نعمتى جانفزاى باشد 99 ر صرير نعل خويش از آسمان شنيدن 155 پ صعلوكان و راهزنان چون عقاب ، متاع كاروان بربودندى 202 ر صفاى اعتقاد و مروهء مروت 230 پ صف تصدر 37 ر صفشكن 129 ر صفت جهل و شبهت 207 پ صفت ذاتى 166 ر صفر بر تختهء صنعت 35 پ صفير زدن 228 پ صفير زدن بر گوشهاى 144 ر صفير و زئير 35 پ صلات صلوات كسى بودن 173 ر صلاح خاص و فساد عام 83 ر صلاح ذات البين 152 ر صلاح عام ، و فساد خاص 83 ر صلحگونه 122 ر صميم زمستان 232 پ صندوق مطبخ 14 پ صنعت استيفاء 228 - 231 ر 426 پ صنعت كتابت 102 ر 154 - 208 پ صنم ايشان 9 ر صنم را پرستند ، ولى از وى نفعى نباشد 19 پ صورت بستن 164 ر صورت بىاصل در آينه 64 ر صورت در آينهء خرد ، خرد نمايد 92 ر صورت ديوان و زنگيان كه بر در گرمابه بايد كردن ، اينجا بر گل افشان كردند 126 ر صورت منقش بر ديوار را حياتى نباشد 38 پ صولت او كوه را چون كاه برباد مىداد 229 پ صهيل شبديز 132 پ صيت سائر و منتشر 57 پ صيد چنان جست كه دام نيز پاره كرد 178 ر صيد كسى سرنگون درافتادن 63 ر صيقل آفتاب 89 پ صيقل شمشير 103 پ صيقلى بود كه بدان شمشير كشته شد كه او كرده بود 24 پ ض ضابطهء قوانين و معاملات 100 پ ضبابى قوى 34 ر ضبط به وجه خويش 187 پ ضجر كردن 106 پ ضجرت نمودن 61 ر ضرابت اعمى ديدار نباشد ، كه بر كدام شخص آيد 140 ر ضرب كسور در كسور از اصل ناقص باشد 216 ر ضريح او ضريح كرم است 184 پ ضمائر و رئوس 131 ر