نجم الدين ابو الرجاء قمى

362

تاريخ الوزراء ( فارسى )

دريائى كه فلك در آن كشتى است و ستاره‌ها بادبان 229 پ درياى آثار 96 ر درياى بيكران سراسر بىساحل 206 پ درياى صنعت 20 ر درياى معدن در خوشابه 159 پ درياى نهنگ‌انداز 165 پ دريچهء كار كسى باز كردن 43 پ دريچهء نزهت‌گاه جهان 224 ر درين معالجه بقراط عاجزتر از كودكى شيرخواره بود 185 پ دزد را مهتاب موافق نبود 74 ر دزدى كه از بيم او شير نر حايض شود 197 پ دزدى كه به شب در خانه‌اى رود و در آن جز تاريكى نبود 64 پ دست يافتن بر دست وزارت 26 پ دستارچه در دست گرداندن 11 ر دستاردار 9 - 14 ر دستارداران 25 ر دستاردار را بالاى وزارت درجتى نيست 126 ر دست اجل دامن او گرفت 173 پ دست از آستين به‌در آوردن 60 پ دست از آستين بيرون آوردن 228 پ دست از آستين فساد بيرون كردن 162 پ دست از فضول بداشتن 83 پ دست از كار افتادن 89 پ دست از هم دادن 50 پ دست افشاندن 41 - 137 پ دستان كسى ظاهر شدن 177 پ دستان نمودن بلبل 159 پ دست ايشان را بود 151 پ دست باز كردن 194 ر دست‌بازى كردن 21 - 106 پ دست بر جگر نهادن 112 ر دست بر خاطر نهادن 175 پ دست بررگ نهادن 58 ر دست‌برد 8 پ دست بردن 6 ر دست‌برد نمودن 61 ر دست بر سر سبكه آمدن 51 پ دست بسته درياى هلاك افتادن 205 ر دست پيچيدن 103 پ دست تمام داشتن 38 ر دست جنبانيدن 60 - 70 ر دست جنبانيدن 228 پ دست چرخ چراغ او فرونشاند 210 پ دست چون دهان گل پر از زر و سيم شدن 130 پ دست‌خوش بودن 30 پ دست داشتن 124 پ دست دراز استيلاى اميد او كوتاه آمد 179 ر دست‌دردست شير نهادن 53 پ دست در دهان شير كردن و دندانش بشكستن 227 ر دست در زير سنگ آمدن 105 ر 210 پ دست در فتراك كار آوردن 175 پ درست دوروى 212 پ دست را با دست ديگر نبريد 12 ر دست راست دست چپ را نصرت دهد 19 پ دست روزگار 180 ر