نجم الدين ابو الرجاء قمى

352

تاريخ الوزراء ( فارسى )

حق ممالحت 56 پ حقوق قديم 171 ر حكايت مكديان 59 پ حكم او مرغ پرنده را از هوا به زمين مىآورد و ماهى را از قعر دريا برمىآورد 134 پ حكمت پوسيده 78 پ حكم را به چكمهء حكمت سرباز زدن 216 پ حكمى كه از سر قدرت نبود ، مبارك مرده آزاد كردن باشد 21 پ حلال‌زاده را هم در خاك پنهان كنند 41 پ حلاوت شكر 94 ر حلقه بر در زدن 86 ر حلقهء بندگى كسى در گوش كردن 5 ر حلقهء پر در اگرچه در گوش بود ، بر در بود 121 پ حلقهء در سراى را به هر دستى گيرند 130 ر حلقه در گوش كسى كردن 40 پ حلقهء مسلسل بر بناگوش نهادن 123 ر حلوا را پس‌آرند 17 پ حلهء سبز پوشيدن 163 ر حلى بر زبر شمشير 146 پ حماسه كردن 76 ر حمايتى كسى شدن 134 پ حمايل جوزا و قلادهء پروين 101 ر حمايل شمشير جوزاى علم به جواهر در ثمين مرصع گردانيدن 208 ر حمل و جدى گردون را در عقد نمىگرفت 229 پ حوا با يارى ابليس آدم را از بهشت بيرون كرد 117 ر حوادث چون تير از كمان مىپرند 214 پ حوادث چون زره زنجير متصلند 218 پ حوت فلك را از دام و صياد ماهى ، خوفى نباشد 54 ر حور العين در سراى او به گيسو روبند 223 ر حوصلهء اين كار بىحاصل است 158 ر حيز و انت و تكبر 134 ر حيفى مجحف 156 ر حيلت سرباز كردن 228 پ حيوان همچون آدمى از گوشت و خون و استخوان است 135 ر خ خاتم كف 50 ر خار از پاى هدايت بيرون آوردن 207 پ خار بيابان ارغوان گشتن 230 ر خار در جگر زدن 113 ر خار در ديدهء نااهلان 171 ر خارش در سر افتادن 214 ر خارش در سر افتادن و سودا پختن 176 پ خار ميان ضيمران هرچه پيرتر ، خوارتر 115 ر خاروخاشاك بر سر آب عدل دور افكندن 201 پ خاشاك بر سر آب صافى 81 پ