نجم الدين ابو الرجاء قمى
209
تاريخ الوزراء ( فارسى )
وزارت دوم جلال الدين ( 13 ) بدين منصب بزرگوار ، لايقتر از جلال الدين نبود . خانهء ايشان را كان گوهر وزارت مىدانستند . در وزارت در گزينيان ، اگرچه در احاين اعبائى مىرود ، بيشتر اوقات به ايشان تفويض مىافتد . مفتاح در اين منصب ، به دست ايشان است . جلال الدين اگرچه از تصاريف روزگار بىبرگ شده بود ، از وجوه قرض ، برگى ساخت ، و به اعباء اين منصب ، استقلال نمود . خشكسال او از باران بهار ، عمل خصب يافت ، و آب كار او از سرماى عزل ( 181 پ ) فسرده بود ، به جمرتهاى عمل كشتى ساقط روان آمد . از ميان وزراى درگزين ، فاضل و نيكو خط او بود . در سراى او قطعوفصل كار كمتر بودى ، بيشتر زحمت اصحاب مىديدند . امير سيد عز الدين مرتضى ، پسر امير سيد ضياء الدين ابو الرضا راوندى در اين معنى گفت ، شعر : از رى جلال الدين بالوزراء * بر قاعه و خساسة الشركاء قالوا على باب الوزير حلبلب * قلنا نعم من كثرة الغرماء امير سيد عز الدين را فضل چنان است كه گفتهاند ، شعر : ما ورث عن كلالة كل فضل ( م ) او خنده زد و ، بدان خنده دهانش پرزر شد . علامهء جهان است . نگين عالم به علم او منقش آمد ، رفعت در جت او و علو مرتبت ، تا حدى است كه دست همت او ستارگان را به كف تواند