نجم الدين ابو الرجاء قمى

149

تاريخ الوزراء ( فارسى )

وزارت شمس الدين ابو نجيب ( 9 ) شمس الدين ابو نجيب بدان رسيد كه نهايت امانى و مباغى او بود . سرسبزى و پيروزى او را حاصل آمد . از زاويهء رباط عزل ، به طارم وزارت خراميد . درگزين ديگر بار خداوند آباد آمد . پيالهء شمس الدين را از شراب نشاط از خطر زيادت آمد . نجيب الدين عبد الجليل ، پس از آنكه منكوب شده بود ، و چون حلقهء در سراى شده كه آن را به هر دستى گيرند ، و چون درگشت ، كه از هر پايى لگد خورد . نايب شمس الدين . . . « 1 » زبانش چون زبان سوسن بىسخن [ نبود ] ، و چون ( 130 پ ) هزاردستان بر سر گل‌نواهاى طرب‌انگيز زد . و پس از آن‌كه پنجه و دست او چون پنجهء چنار تهى بود ، بر سر گنج شايگان افتاد ، و پس از آنكه چون پسته از ناله دهان باز كرده بود ، دست او چون دهان گل ، پر از زر و سيم شده . شمس الدين در عهد تاج الدين ، از عكس گرگ هراسان بود ، در عهد خويش شير بيشه را به دم گرفت . اصالت نسبى نداشت ، چنان كه استر را تفاخر بود بدانكه خالش اسب است ، تفاخر او بدان بود كه قوام الدين ابو القاسم خالش بود . سر از بالين عزل برگرفت ، كار او چون عمود صبح راست شد . ثبات و وقارى داشت ، چون جوز هندى پرمغز بود . اگرچه فضلى نداشت ، رأى او چون

--> ( 1 ) - در اينجا مانند جاهاى ديگر چند واژه سائيده شده و خوانده نمىشود .