نجم الدين ابو الرجاء قمى

107

تاريخ الوزراء ( فارسى )

نمىكرد . سراى ابو الفضل ابن العميد بدر از ايشان كه محط الرحل رسولان بود ، به استبداد خويش بازشكافت ، و درخت و چوب به سراى خويش برد . تا در قيد حيات بود ، او را از نكايت پادشاه گزندى نرسيد . همچون مريخ بود كه اگرچه چنان نمايد كه آتش در وى زده‌اند ، او را از سوختن بيمى نباشد . سيد مرتضى را علم و مروت و اصالت نسب مجتمع بود ، و عين الكمال مصروف ، و عمر دراز . ماهى بود كه در نود سال كه عمر او بود ، در وى ذره‌اى نقصان نديدند . خورشيدى بود كه در اين مدت به مغرب نرسيد . دختر كيا اجل ابو الفتح مادر خواهران وزير علاء الدوله محمد بن دشمن زيار ، كه پس از سلطان مسعود بن محمد بن سبكتكين ، كوهستان در دست او آمد ، زن او بود ، و دختر نظام الملك حسن بن على بن اسحق زن پسرش ، و دخترش پسرزادهء علاء الدوله محمد بن دشمن زيار . ( 95 ر ) زن پسرزادهء او امير سيد عز الدين ، مادر اين زن عايشه خاتون بود ، دختر سلطان الب ارسلان . وصلت سلاطين سلجوقيان با اعقاب علاء الدوله محمد بن دشمن زيار بود . خواهر فرامرز را با سلطان طغرل نكاح كردند ، خواستند كه پيش از قيامت جمع شمس و قمر بود . امير حاجب اغاجى ، جد فخر الدين طغايرك ، او را از اصفهان به رى آورد . سلطان طغرل به مازندران بود ، زن در سراى سلطنت فرود آمد . آن روز كه سلطان طغرل خواست آمدن ، سراى و حجره‌ها به كله و تتق بياراستند . گرم گاهى عروس در خانه خفته بود ، مارى از بالاى خانه درافتاد و بر سينهء او آمد ، زن بترسيد و از بيم بمرد . پندارى به آتش بردن آمده بود . قضايى و تقديرى بس طرفه بود . اگر در جهان خود اين حادثه بودى ، بايستى كه مردم عبرت گرفتندى . وفات سيد مرتضى روز عيد اضحى ، سنهء اثنى و تسعين ( 95 پ )