نجم الدين ابو الرجاء قمى
72
تاريخ الوزراء ( فارسى )
خون ، چون زه گريبان ، در گردن او آمد . هركس كه سر از چنبر او بيرون برد ، چون پارهء ناخن كه از گوشت انگشت بيرون آيد ، او را به مقراض قهر بيفگند . دندان مار بود كه از زهر خالى نباشد . او را در ملك ، استيلا بيش از آن بود كه خواب را بر چشم مردم خطى مقلوب نوشتى ، به غايت پاكيزه و مهذب ، چون لالهء جويبار باطراوت . خط ديگران بيش خط او خطايى بود كبيره . از بنى تميم بود از بطن بنى دارم . ظهير الدين عبد العزيز مانكجهء قمى گويد در حق او ، از جملهء قصيده ، شعر : ما لمن يصحب خلا دارميا * ان يلوم الدهر فيه ان الاما كيف تستيقظ للمجد تميم * و تميم خلقوا روبى نياما بيت اول اشارت بدين بيت است كه گفتهاند : شعر : اذا كنت متخذا صاحبا * فلا تتخذه فتى دارميا ( 66 پ ) اشارت بيت دوم بدين بيت است : شعر : فاما تميم تميم ابن مر * فالقاهم القوم روبى نياما كمال ثابت را برادرى بود معلى نام ، بر اطلاق شايد گفتن كه در عهد او ، از او فاضلتر نبود . از جمله قصيدهاى از آن او ، اين دو بيت در مدح مجد الملك ابو الفضل براوستانى ايراد مىافتد : شعر : فما لك تبرينا و مجدك رائش * و تحر مناريا و أنت سحاب فقدلان الايام غمز ثقافنا * و لولاكم ، كنا و نحن صعاب