قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4323
تاريخ الفي ( فارسى )
كه هر خانه كه بر سر راهگذر سلطان بود ، در آن يك لحظه ، محل جلوس يك شخص را به صد درم به كرايه دادند . و تمام آن سال مصريان به عيش و نشاط گذرانيدند . و در واقع جاى آن داشت . و در اين سال سلطان علاء الدين لشكرى به طرف و تسخير قلعهء جونپور روانه كرد و خود نيز متعاقب در حركت آمد ، و قلعه را محاصره كرد . و چون كار بر مردم حصار تنگ شد ، راجهء جونپور از قلعه به ايلى درآمده ، اما سودى نكرد . وى همان لحظه محبوس شد و لشكريان علايى به فتح حصار مشغول شدند و جبرا و قهرا قلعه را در دويم محرم گرفتند . و هم در اين سال فخر الدين ، جويادار بيگ و برادرزادهء نصرت خان را با تمامى امراى شرق رو به هندوستان به فتح ارتكل « 1 » نامزد كرد . اين لشكر به واسطهء كثرت بارندگى كارى نساخته ، معاودت نمود . در اين سال ، قايدو خان كه زخمدار از جنگ ختاييان معاودت كرده بود به مرض اسهال و معالجه حيدر طبيب درگذشت . شاهزاده قايدو به روايت اصح ولد قاشين بن اوگتاى قاآن است . در اوايل حال ملازمت ارتق بوقا مىنمود ، و چون احوال ارتق بوقا روى به پريشانى نهاد ، از وى جدا شده روى به بعضى از ولايات مغولستان نهاد ( و ايلچيان سخندان نزد بركه اغول كه در دشت قپچاق به جاى صاين « 2 » خان پادشاه بود ، فرستاده ، استدعا نمود ) « 3 » كه به مرد و مدد او را تقويت كند كه بعضى ممالك موروثى را تسخير نمايد . اغول از منجّمان تحقيق طالع قايدو نموده ، چون بر وى ظاهر شد كه شايستهء سلطنت هست او را به خزانه و لشكر مدد كرد و به استظهار آن سپاه با الغو ، پادشاه جغتاى جنگ كرده ظفر يافت و بعضى ديگر از ولايت تركستان را به تصرّف درآورده مستقل شد . و در وقتى كه قوبيلاى قاآن از مهم ارتق بوقا فارغ شد ، جمعى از شاهزادگان را به قوريلتاى طلب نمود ، و او را نيز طلب داشت . او به قدر و قدم استطاعت و سامان متوسل شد . دو سه مرتبه طلب مكرر شد . اما قايدو نرفت و به كار سلطنت خويش از تسخير بعضى از ولايت مغولستان مشغول مىبود . قاآن چون از اطاعت قايدو نااميد شد ، جمعى از شاهزادگان و نونيان را بر سر قايدو فرستاد . چون طالع قايدو قوت داشت در ميان ايشان اختلاف شد . بعضى به قايدو ملحق شدند . سلك جمعيت آن لشكر از هم گسيخت . و اين معنى موجب علوّ مرتبهء قايدو گرديد . بعد از آن هرچند قاآن سپاه به حرب قايدو فرستاد ، منهزم بازآمدند . در جنگ آخر قايدو اگرچه ظفر يافت ، اما به اتفاق دوآخان زخمدار و مجروح مراجعت نموده درگذشت .
--> ( 1 ) . ش : اركل . ( 2 ) . صاين لفظ مغولى است به معنى نيكو . ( 3 ) . از اضافات « ق » است .