قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4324
تاريخ الفي ( فارسى )
و قايدو خان را زياده بر نه موى بر عذار نبود . هرگز شراب نمىخورد . نمك را در طعام دشمن مىداشت ، و به اهل علم [ 392 ب ] از هر دين كه باشد محبت داشت و ايشان را در حضور خود به مباحثه امر مىكرد . عاقل و كريم و فهيم و عادل بود . در ولايت غنيم نوكرانش قتل عام كردند بىخبر او . چون مطلع گرديد ، در برابر نيّر اعظم كمر از ميان گشاده در گردن افكند ، سه بار زانو زده خداى بزرگ را مناجات كرد و گفت كه « بر امرى كه بىرضاى من واقع شده ، من را مؤاخذه منماى . » و حسن خلقش را مورخين به نقل اين حكايت مدلل ساختهاند كه : دامادش دست به يكى از نوكران دخترش دراز كرد . چون به اين معنى اطلاع يافت ، دختر دست به موى شوهر دراز كرد . دختر قايدو كه حامله بود چون بر اين حال اطلاع يافت و خلاصى خود خواست ، لگدى بر شكمش زد . دختر فى الحال هلاك شد . پسران قايدو در مقام انتقام شدند . پدر داماد ، پسر را دست و گردن بسته نزد قايدو فرستاد . قايدو با فرزندان در مهم داماد مشورت كرد . ايشان به قتلش فرمان دادند . قايدو گفت : به خواهر شما از كشتن او نفعى رسد يا نه ؟ گفتند : نه . گفت : چون پدرش او را بسته فرستاده ، كشتن او به ما نفعى نمىرساند . بهتر آن است كه او را مطلق العنان نماييم . و فرزندان بدون سياست او راضى نمىشدند . آخر الأمر مقرر شد كه به صد چوب تأديب شود . قايدو در خفيه به ضارب پيغام كرد كه « ده شاخ نازك را بر هم بسته ، ده بار آهسته بر وى فرود آور . » وى بدين موجب نمود و داماد خلاص شد . قايدو بعد از چندگاه از فرزندان پرسيد كه « شما روا مىداريد كه بيگانه بر جاى خواهر شما بنشيند ؟ » گفتند : نه . گفت : پس چرا خواهر ديگر شما را به آن شخص ندهم ؟ پس دختر ديگر خود را به وى داد و او را مقضى المرام نزد پدرش فرستاد . بر مطالعهكنندگان پوشيده نماند كه ترتيب اين تاريخ را بنده مخترع نيست ، و تبعيت جمعكنندهء سابق منظور است . و بعضى امور وقايع احوال پادشاهان و غيرهم كه وقوعش را سال معين نيست ، بالضروره در سال فوت آن شخص مىنويسم . چون التزام نقل آنچه در جميع كتب مسطور است ، شده چيزى فروگذاشت نشود . جمع تمام اخبار موقوف بر جمع تمام كتب تواريخ است ، و اين بالفعل ميسر نيست . اكثر نسخ معتبر اين فنّ در نظر است و تأخير در تصنيف به جهت مابقى كتب ، به خلاف حكم اولو الأمر ناممكن . به قدر مقدور در تصحيح سعى كرده مىشود ، ان شاء اللّه كه توفيق اتمام يافته شود . « 1 »
--> ( 1 ) . آنگونه كه در پيشگفتار مصحّح نيز عنوان شده ، عبد القادر بدائونى از سوى اكبر شاه گوركانى ( اولو الأمر ) مأمور مطابقت كليهء مطالب تصنيفى مؤلفان كتاب با اسناد و مدارك موجود بوده است . اشارهء بدائونى به اين موضوع است .