قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

5121

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء هشتصد و بيست و سه از هجرت [ موافق سال هشتصد و سيزدهم « 1 » از رحلت خير البشر ] « 2 » ميرزا شاهرخ به عزيمت شكار در ابتداى سال به مرو رفت و بعد از شكار به عزم يورش آذربايجان به هرات مراجعت نمود و به جمع لشكرها فرمان شد و چهل هزار جبه كه بعضى موجود « 3 » ، سرانجام يافت و در اين يورش همراه بود . و از كاشغر و تركستان و ماوراء النهر و خراسان و زابل و كابل و سيستان و كرمان و فارس و خوزستان و اصفهان و رى و مازندران حكم رفت كه ترتيب اسباب و آلات حرب از تيروكمان و شمشير و نيزه و سپر و غير ذلك نمايند . و ميرزا الغ بيگ به موجب حكم در ماوراء النهر توقف نمود و ميرزا سيورغتمش در قندهار و كابل و امير سيد احمد ترخان در هرات به ضبط آن ولايت توقف كرد و در پانزدهم شعبان موكب منصور از باغ زاغان كوچ كرده و امير شاه ملك از خوارزم به اردو ملحق شد و پانزده [ هزار ] سوار و پياده از تمام ولايات بجز ماوراء النهر در اين سفر همراه بودند و به دامغان رسيده چند فيل كه در مازندران بود به لشكر آوردند . و در رى ميرزا ابراهيم سلطان با لشكر شيراز رسيد و ميرزا رستم و ديگر امراى آن نواحى به اردو آمدند و دويست هزار سوار در شماره آمد . ايلچى نزد قرايوسف رفت « 4 » كه دست از

--> ( 1 ) . ق . هشتصد و سى و سه . ( 2 ) . م ، ش : در حاشيهء 822 . ( 3 ) . روضة الصفا : « امرا گفتند كه سى هزار دست جيبه ( زره ) در قورخانه ( اسلحه‌خانه ) موجود است . شاهرخ گفت كه ده هزار دست ديگر بايد تهيّه كرد . » ( 4 ) . روضة الصفا : « شاهرخ اميرى به نام صديق نزد قرايوسف فرستاد » و قرايوسف او را در بند كرد . - مجمل فصيحى ، ج 3 ، ص 220 .