قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
5098
تاريخ الفي ( فارسى )
« چون پناه به ما آورده او را تربيت مىبايد كرد ، و گرفتن او چه صورت دارد ؟ و او را رعايت فرموده از قيد خلاص سازند . » و جمعى صاحب عصيان مفسد ميرزا سعد [ وقّاص ] را [ 557 ب ] كه بسيار كوتهانديش بود ، خاطر نشان كردند كه « مثل امير بسطام در دستآويزى هست ، الحال نزد قرايوسف مىبايد رفت كه همه عمر ممنون خواهد بود . » و شاهزاده قتلغ خواجه را در قم بر سر اغروق گذاشته با سيصد سوار در نزد قرايوسف رفت . و قرايوسف رفتن او را نزد او مقدمهء فتح عراق تصور كرد و مقدم او را به اعزاز پيش آمد و امير بسطام را اطلاق فرمود و پسر بسطام را به قم فرستاد كه اغروق ميرزا سعد وقاص را به آذربايجان برد . و آغا بيگ [ ى ] ، بنت ميرزا ميرانشاه - كه حرم محترم شاهزاده بود - از كمال عقل به خاطر گذرانيد كه « سعد وقاص به ميان دشمنان رفت و رفتن ما به آنجا به غايت نامناسب است ؛ چه ، اگر قرايوسف قصد او نمايد ، حال ما در ميان آن مردم چه خواهد شد . » و جمعى از نوكران خود را مكمل كرده به وقتى كه تراكمه به قم رسيدند ، همه را گرفته با جمعى كه ميرزا سعد وقّاص را تحريك به آذربايجان نموده بودند ، به قتل رسانيد و سرهاى نامردان را به درگاه فرستاد . و آن حضرت آن شيرزن را تحسين بسيار فرمود . و چون ميرزا سعد به قرايوسف ملحق شد ، در قم و كاشان و همدان فتنه پيدا شد . ميرزا اسكندر كه نزد ميرزا بايقرا بود - كه با وجود كورى « 1 » هنوز در فتنهانگيزى تقصير نمىكرد - خاطرنشان ميرزا بايقرا نمود كه « اكنون اين سرحدّ با امير است و ناامن ، زيرا كه امكان دارد كه سعد وقاص به اتفاق تراكمه غفلة برسد و ولايت فارس كه جاى وسيع [ ى ] است به اندك مشقتى به تصرف درمىآيد . صلاح در توجه به شيراز است . » و ميرزا بايقرا به سخن او از راه رفته به اتفاق متوجه شيراز شد . و ميرزا رستم از عزيمت آن آگاه شده جمعى را به سر راه فرستاد كه شايد دستبردى نمايند . به حسب اتفاق ايشان دوچار ميرزا اسكندر در حوالى جرباذقان شدند و او را به دست آورده نزد ميرزا رستم به اصفهان بردند . و ميرزا بايقرا كه به گندمان رسيده بود ، به واسطهء اين خبر توقف كرد . و ميرزا ابراهيم سلطان در شيراز جمعى از نوكران ميرزا اسكندر را گرفته مصحوب معتمدى به خراسان فرستاده ، و ايشان در حوالى ابرقوه فرصت يافته شخصى را كه به محافظت ايشان قيام مىنمود به قتل آوردند و به گندمان نزد ميرزا بايقرا رفتند و او را بر توقف
--> ( 1 ) . اشاره مكحول بودن ميرزا اسكندر است . به تصريح سمرقندى در تذكرة الشعرا ، ميرزا اسكندر به سعى گوهرشاد بيگم كور شده است . - روملو ، احسن التواريخ ، ص 662 .