قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
5074
تاريخ الفي ( فارسى )
فرمانروايى و سلطنت و كامرانى به پدر و مخدومم ، امير تيمور گوركان ، طاب الله ثراه ، رسيد . ايشان نيز در جميع ممالك بر شريعت محمد رسول الله ، صلى الله عليه و إله ، عمل فرمودند و در ايام سلطنت و جهاندارى ايشان اهل ايمان و اسلام را رونقى هرچه تمامتر بود . اكنون كه به لطف و فضل خداوند تعالى اين ممالك خراسان و ماوراء النهر و عراق [ و آذربايجان ] در قبضهء تصرف آمده در تمامى ممالك حكم به موجب شريعت مطهرهء نبويه مىكنند و امر به معروف و نهى منكر كرده و يرغو و قواعد چنگيز خان مرتفع است . چون يقين و تحقيق شد كه خلاص و نجات در قيامت و سلطنت و دولت در دنيا به سبب ايمان و اسلام و عنايت حق تعالى است ، با رعيت به عدلوداد و انصاف زندگانى كردن ، اميد به موهبت و كرم خداوند تعالى آن است كه ايشان نيز در آن ممالك به شريعت محمد رسول اللّه عمل كنند و مسلمانى را قوت دهند تا باشد كه پادشاهى چند روزهء دنيا به پادشاهى آخرت كه « وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى » « 1 » متصل گردد . در اين وقت از آن طرف ايلچيان رسيدند و تحفهها آوردند و خبر سلامتى ايشان و معمورى آن ممالك گفتند . محبت و دوستى كه ميان پدران بود ، بر موجب « محبّة الآباء قرابة الأبناء » « 2 » تازه گشت ، ما نيز از اين طرف محمد بخشى ايلچى [ را ] فرستاديم تا خبر سلامتى برساند . مقرر آن است كه بعد از اين راهها گشاده باشند تا بازرگانان به سلامت روند و بازآيند ، و اين معنى سبب آبادانى مملكت و نيكونامى دنيا و آخرت است . توفيق رعايت اتحاد و مراقبت ( شرايط ) « 3 » و داد رفيق اهل طريق باد . » « 4 » [ 552 ب ] و حضرت ميرزا شاهرخ ديگر ايلچيان ولايات را مثل ايلچى قرامان اغلان و پيرك و غير ذلك مجموع را رخصت فرمود و امير مضراب بهادر و امير سيد على ترخان و امير فيروز شاه به موجب حكم متوجه بلخ شدند كه در ركاب ميرزا ابراهيم سلطان بهاء الدين ، والى بدخشان را تأديب نمايد ؛ چه ، او سابقا معتمدى به جهت تسليم مال و خراج بدخشان طلب نموده بود و حمزه قتوقو را به آنجا فرستاده بودند و ناراضى گشته بود . و شهزاده و امرا عزيمت بدخشان نموده به آنجا درآمدند و ميرزا ابراهيم با لشكر پياده در كشم توقف نمود ؛ چه ، بهاء الدين به كوههاى محكم پناه برده بود و امرا او را تعاقب نموده از كان لعل گذشتند و تا منبع آب جيحون رفتند و احمال و اثقال شاه بهاء الدين را به دست آوردند ؛ چه ، در خيال مردم بدخشان نگذشته بود كه لشكر بيگانه به آنجا تواند رسيد . و امرا معاودت نموده حكومت آنجا
--> ( 1 ) . قرآن ، الضحى : 4 . « و آخرت براى تو بهتر از اين دنياست . » ( 2 ) . از امثال سائره است به معنى : دوستى پدران سبب نزديكى پسران است . ( 3 ) . ق : ندارد . ( 4 ) . شاهرخ بجز اين ، نامهاى ديگر نيز به عربى به امپراتور چين فرستاد . متن عربى و ترجمهء فارسى آن را در اسناد و مكاتب تاريخى ملاحظه فرماييد .