قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

5065

تاريخ الفي ( فارسى )

پيدا شد . » و امير شاه ملك قلعهء صيران « 1 » را محاصره كرد و ميرزا شاهرخ از شنيدن اين خبر فرحناك شده امير شاه ملك را باز طلبيد و فرمود كه « مردم قلعه از تو در وهم‌اند . ديگرى را خواهم فرستاد كه ايشان را به ملازمت آورد . » و امير شاه ملك به ملازمت آمده نوازش بىاندازه يافت و آن حضرت عزيمت مراجعت نمود و در كوگ‌گنبد « 2 » ، ميراحمد ميرك به ملازمت رسيد و ميرزا الغ بيگ طوى عظيم كرده پيشكش‌هاى پادشاهانه كشيد « 3 » و امير شيخ حسن ، برادر شيخ نور الدين كس به درگاه فرستاده اظهار ايلى نمود . و آن حضرت فرمود كه « اگر راست مىگويى تومان آغا را نزد ما فرست . » و امير شاه ملك را در ركاب همايون به جانب خراسان آورده دار السلطنهء هرات محل نزول شد و تومان آغا در هرات به ملازمت آمده عزت يافت . و قصبهء كوسويه به سيورغال او مقرر شد . و ميرزا خليل در رجب اين سال در رى بىحضور شده درگذشت « 4 » و والده‌اش خانزاده نيز در مشهد طوس در همين اوقات فوت شد . و ميرزا اسكندر به عزم تسخير كرمان از فارس روان شد و جمعى را به محاصرهء سيرجان فرستاد و مردم سيرجان حصارى شده شيرازيان را غافل كردند و تمام اموال ايشان را متصرف شدند و گريختگان را ميرزا اسكندر به واسطهء عدم رعايت حزم سياست فرمود . و امير عبد الصمد به جانب خبيص به موجب حكم روان شد . و سلطان حسين برلاس به جنگ بيرون آمده شكست يافت و گرمسيرات كرمان را مردم ميرزا اسكندر تاخته مظفر و منصور به اردو ملحق شدند و در ظاهر كرمان سيد شمس الدين به درگاه ميرزا اسكندر آمده قبول مال از زبان كرمانيان عرضه داشت كرد و به واسطهء خبر مراجعت ميرزا رستم از تبريز [ 549 ب ] به اصفهان ، ميرزا اسكندر با كرمانيان صلح كرده مراجعت نمود . و ميرزا رستم به اصفهان رسيد . خواجه احمد صاعدى كه صاحب‌اختيار بود ، با اكابر اصفهان به استقبال آمد . ميرزا رستم دو ماه در اصفهان به دولت گذرانيد . و چون خواجه احمد صاعدى خود را پادشاه نشان تصور مىكرد ، در روز عيد « 5 » به حكم ميرزا رستم به قتل رسيد . ميرزا اسكندر نزديك به

--> ( 1 ) . ق : صوران . ( 2 ) . كوگ‌گنبد : بنا به نوشتهء ميرخواند كوگ‌گنبد از توابع مرو بوده است . - حبيب السير ، ج 4 ، ص 118 . و ظاهرا در كنار راه مرو به سمرقند بوده است . - مجمل فصيحى ، ج 1 ، ص 206 . ( 3 ) . زبدة التواريخ : « در آن منزل حرم اميرزاده احمد ميرك از سر صفاى عقيدت . . . به بساط بندگى حضرت رسيد . » ( 4 ) . بالاخره « خليل سلطان كه سخاوت ، آزادگى ، ساده‌لوحى و عشق سركش شاد ملك تأثير زيادى در ناكامىهاى او داشت ، وارد تاريخ شد ؛ نه فقط به خاطر پايه‌هاى ادبى و هنرى خويش ، بلكه به دليل شخصيت احساساتىاش كه مشكل بتوان او را در تصوير كلى اين عصر جاى داد . » - تاريخ تيموريان ( كمبيريج ) ، ترجمهء يعقوب آژند ، ص 110 . ( 5 ) . منظور عيد اضحمى است .