قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

5061

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء هشتصد و چهارده هجرى [ موافق سال هشتصد و چهارم از رحلت خير البشر ] در اين سال ميرزا عمر شيخ بن ميرزا پير محمد از اصفهان - چنان كه گذشت - [ 548 ب ] گريخته نزد ميرزا شاهرخ به خراسان آمد و ميرزا سلطانعلى بن ميرزا رستم نيز همراه او آن حضرت را در ييلاق بادغيس ملازمت نمودند . و خضر خان ، حاكم ملتان در اين وقت ايلچيان با تحف و هداياى فراوان به درگاه فرستاد و به شرف قبول رسيده ايلچيان خوشحال رخصت يافتند . و حمزه چهره ، [ نوكر ] « 1 » ميرزا الغ بيگ مغولى را مقيد به درگاه آورد . و آن مغول خبر داد كه امير شيخ نور الدين نزد محمد خان پادشاه رفته شمع جهان ، پسر محمد خان را به كمك آورده است و [ به ] تصرف سيرام « 2 » آمده‌اند . آن حضرت از بادغيس به هرات آمده و از جانب شيخ ابراهيم ايلچيان با تحفه‌هاى شيروان آمد و امير شاه ملك - كه به قصد امير شيخ نور الدين به سرحد مغولستان رفته بود - به امير عبد الخالق ، پسر امير خدايداد كه دشمن قديم امير شيخ نور الدين بود ، كس فرستاده كه « چون لشكر ما عود نمايد ، امير شيخ نور الدين بدين مژده گر جان فشانم رواست * كه اين مژده آسايش جان است « 3 » ( چگونه برنپرد جان چو از جناب جلال * خطاب لطف چو شكر به جان رسد كه تعال ) « 4 »

--> ( 1 ) . افزوده از زبدة التواريخ . ( 2 ) . نسخ : حرام . سيرام به تصريح بارتولد ( - الغ بيگ و زمان او ، ص 89 ) اوليا آتاى فعلى است . ( 3 ) . ظفرنامهء يزدى : آسايش جان ماست . ( 4 ) . بيت از تاريخ كتبى ( ص 16 ) و تاريخ عصر حافظ ( ج 1 ، ص 319 ) افزوده شد .