قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

5023

تاريخ الفي ( فارسى )

نموده حشرى بىپايان گرد آورده . امير شيخ لقمان برلاس و امير حسن جاندار به دفع ايشان مأمور شدند و به واسطهء بسيارى دشمن كمك طلبيدند . امير سيد احمد ترخان و امير شيخ قربال « 1 » به كمك ايشان رفته مخالفان را شكست دادند و صالح را گرفته به هرات آوردند و از حلق آويخته شد . و احوال آذربايجان آن است كه - چنان كه مذكور شد - ميرزا ابا بكر متوجه اصفهان شد و در غيبت امير بسطام و شيخ ابراهيم شيروانى از اردبيل و شيروان به تبريز آمدند . و ميان بسطام و شيخ ابراهيم آزردگى در ميان آمده بسطام راست به اردبيل رفت و منصور ، برادر بسطام و پسرش را كه نزد شيخ ابراهيم بودند ، به حكم شيخ ابراهيم محبوس كردند . و شيخ ابراهيم چندانكه در تبريز بود با رعيت خوب سلوك مىكرد اما از عمال آنجا مبلغ‌ها گرفت ؛ به تخصيص از زين الدين قزوينى و محمد دمشقى كه به حسب . . . « 2 » بسطام بود و بعد از آن نزد او آمده بودند . و در تبريز در اين ايام خطبه به نام شاديخان ، پادشاه دشت قپچاق مىخواندند . و خبر به شيخ ابراهيم رسيد كه سلطان [ 540 الف ] احمد از بغداد متوجه تبريز است . به ياران شيخ ابراهيم گفت كه « اين مملكت از سلطان احمد است و چون بيگانگان ويران كردند بالضروره ما به اينجا آمده بوديم . اكنون او داند و ولايت خود . » و كوچ كرده به شيروان مراجعت نمود . و سلطان احمد به موجبى كه سابقا مذكور شد ، از شام گريخت و به حله آمد و چند روز در گوشه [ اى ] پنهان بود و مردم اراذل و اوباش از آمدن او آگاه شده گرد او جمع شدند . و او از كسى كه خوشنود نبود جمعى را بر سر خانهء او مىفرستاد و آنچه ممكن بود از قتل و غارت به تقديم مىرسانيد . و رفته‌رفته جمعى بر او گرد آمدند و آوازهء حصول او در عراق عرب مشهور شد و چندان اراجيف در عراق عرب افتاد كه دولت خواجه ايناق را آنجا مجال درنگ نمانده بيرون آمد . و بعد از يك هفته سلطان احمد با اندك مردم به بغداد درآمد و بار ديگر حاكم شد . و از غرايب اتفاقات است . و قرايوسف نيز چون از امير شيخ و جكم جدا شد ، با پانصد كس به تفليس آمد و حاكم تفليس با او خوب معاش كرد . قرايوسف ، دختر خود را به ملك شمس الدين ، حاكم تفليس داد و به اتفاق لشكر به وان و وسطان « 3 » بردند و آن ولايت را تاراج كردند . و تركمانان اطراف و نواحى كه نام تاراج را شنيدند نزد قرايوسف جمع آمدند و بار ديگر قرايوسف صاحب لشكر

--> ( 1 ) . زبدة التواريخ : امير فرمان شيخ . ( 2 ) . يك كلمه در نسخ سه‌گانه ناخواناست . ( 3 ) . ش . وسطى .