قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
5022
تاريخ الفي ( فارسى )
نمايد كه « ميرزا عمر را تأديب بر اصل نمايم و به آن طرف متوجه شويم » . « 1 » در اين وقت مهد عليا خانزاده از جانب سمرقند آمده ميرزا محمد جوكى « 2 » را به ملازمت آورد . و آن حضرت خوشحال شده ايشان را به سمرقند فرستاد . و در نواحى قريهء بردويه « 3 » ، ميرزا عمر دوچار شد . و صفها آراسته شد . و چكه تواچى كه ستون قلب ميرزا عمر بود ، صف شكافته نزد آن حضرت آمد . ديگران چون اين حال مشاهده كردند به اطراف و جوانب گريختند . و ميرزا عمر حيران و سرگردان و از بىوفايى پشيمان شده گريزان شد . و اين فتح روز دوشنبه نهم ذيقعدهء سنهء مذكور بود « 4 » و فتحنامهها به اطراف فرستادند و سوارى به سرعت هرچه تمامتر متوجه هرات شد و مهتر عمر تبادكانى بركه ، سردار پيادههاى ميرزا بايسنقر بود به عزم مژده رسانيدن روان شد و آن مسافت را كه از سى و پنج فرسخ زياده است ، پيمود . و به رباط تومان آغا پياده به سوار رسيد و خود را لنگ ظاهر ساخته نزد او رفت و گفت كه « من را به مژده رسانيدن فرستاده بودند . ديگر طاقت من را نيست و پايم لنگ شده است . در گوشهاى مىباشم . اگر طاقت داشته باشم ، فردا به شهر مىروم و شما گواهى خواهيد داد كه تا اينجا آمده بودم . » و سوار كه تركى سادهلوح بود باور كرد . لحظه [ اى ] بنشست و به خاطر آورد كه كسى ديگر نيست كه خبر به شهر برد . اندكى آسوده شده روان شود . و مهتر از در ديگر سرا بيرون رفت و به طريق باد صبا خود را به شهر رسانيد و چندان انعام يافت كه مدة العمر بىنياز بود . و حكومت مازندران نيز به ميرزا الغ بيگ مرحمت شده رايات همايون به دار السلطنهء هرات معاودت فرمود و در منزل امرودك « 5 » ميرزا عمر را نوكران امير مضراب در نواحى مرغاب گرفته بودند ، زخمى بر سر و بندى بر پاى به ملازمت آوردند . آن حضرت جراح مرحمت نموده او را به هرات روانه نمود . و در تقوز رباط ميرزا عمر بهادر به همان زخم درگذشت « 6 » . و از غور خبر رسيد كه ملك صالح ، پسر ملك اسماعيل غورى كه پدران او در زمان ملوك [ آل ] كرت « 7 » حاكم غور بودهاند ، از هندوستان به غور آمده و با محمد اسپهبدان اتفاق
--> ( 1 ) . زبدة التواريخ ( ص 153 ) : « . . . نوكر امير مضراب رسيد و تقرير كرد كه پير على تاز لشكرى به سر جماعت ارلات آورد و امير يادگار شاه ارلات از او گريخته به امير مضراب پيوست و حشم ارلات متفرق شدند . » ( 2 ) . محمد جوكى بهادر ، فرزند شاهرخ از بطن گوهرشاد آغا ، وفات 14 شعبان 848 . در خصوص سرگذشت او - حواشى احسن التواريخ ، ص 695 به بعد . ( 3 ) . نسخ : بىنقطه از دهكدههاى ولايت جام است . - حبيب السير ، ج 3 ، ص 656 . ( 4 ) . روضة الصفا ، زبدة التواريخ اين فتح را روز دوشنبه نهم ذيقعدهء سال 809 ثبت كردهاند . ( 5 ) . ق : امرودكه . ( 6 ) . او را در مقبرهء امام فخر رازى دفن كردند . ( 7 ) . سلسلهاى از امرا كه از حدود 643 تا 783 ه . در خراسان استقلال داشتهاند و با استيلاى امير تيمور استقلال آنها از ميان رفت . مؤسس اين سلسله ملك شمس الدين محمد بن ابو بكر و مركزشان هرات بود .