قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
5005
تاريخ الفي ( فارسى )
شب مىبردند كه ميرزا ابا بكر را به قتل آورند . در آخر روز به نردباختن مشغول شدند . ميرزا به بهانهء آنكه خون از بينى من بيرون آمد به درون خانهء ديگر درآمد و به دست خود بند شكسته با شمشير برهنه بيرون دويد و عادل و عيسى را فى الحال به قتل آورد و به خانهء عادل رفته او را نيز غافل يافته فى الحال به قتل آورد . و جمعى از مردم اراذل و آحاد الناس كه در قلعه بودند بر او جمع شدند و دو كس از مردم نامدار كه در قلعه بودند ، از ميان برداشت و خزاين و اموال و اسلحهء قلعه را به تصرف درآورد . روز ديگر امير حسين برلاس و والدهاش و ساير خواتين ميرزا ابا بكر از گزل دره آمده به او ملحق شدند . و لشكر ميرزا عمر كه به سردارى عمر تابان به گرجستان رفته بودند در همين روز كه ميرزا ابا بكر خلاص شد با گرجيان جنگ كرده شكست يافتند . و ميرزا عمر اين اخبار شنيده به غايت مضطرب شد و به ايلغار متوجه سلطانيه شد . اما ميرزا ابا بكر عازم خراسان شده بود و امير عبد الرزاق و اسماعيل مهردار با جمعى به تعاقب نامزد نمود . ايشان در سوق بلاق به ميرزا ابا بكر رسيدند . ميرزا ابا بكر كه شجاعت ميراثى داشت برگشته ايشان را شكست داد و اسماعيل مهردار را دستگير كرده و باقى گريختند . و ميرزا ابا بكر به رى رفت . و ميرزا عمر قلعهء سلطانيه را به دولداى سپرد . و شيخ خسرو شاهى در اين وقت از سمرقند رسيد و صاحب ديوان ميرزا عمر شد . و ميرزا عمر از اوجان كس نزد شيخ ابراهيم ، والى شيروان فرستاد و بسطام را طلب نمود . و امير شيخ ابراهيم عذر [ آورده ] گفت كه « به وقت زمستان كه قراباغ قشلاق خواهد شد ، بنده بسطام را به ملازمت خواهد آورد . » و ميرزا عمر در غضب شده از آب ارس بگذشت . امير شيخ ابراهيم و سيدى احمد شكى « 1 » و [ امير ] بسطام به كنار آب كر رفته خندق زدند و مترصد جنگ شدند . از گرجستان نيز به ايشان مدد رسيد . و ميرزا ابراهيم در برابر ايشان فرود آمد و يك هفته در برابر يكديگر نشستند . در اين اثنا خبر رسيد كه ميرزا ميرانشاه و ميرزا ابا بكر از خراسان به عراق عجم آمدند . بيان اين سخن آنكه چون ميرزا ابا بكر به رى رفت از آنجا عازم ملازمت پدر شد . در بسطام به هم رسيدند و مشورت كرده به اتفاق به دامغان آمدند و ساورى « 2 » و پيشكش گرفته گذشتند و سمنان را غارت كرده به خوار درآمدند و قلعهء شهريار را گرفتند . و چون معلوم شد كه ميرزا عمر در برابر شيخ ابراهيم نشسته است ، ميرزا ابا بكر اغروق را در سوق بلاق گذاشته با دو هزار
--> ( 1 ) . نسخ : بىنقطه . تصحيح از زبدة التواريخ ( ص 63 ) ( 2 ) . هديه ، تحفه