قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4981

تاريخ الفي ( فارسى )

شد . « 1 » و در ضمير همايون عزيمت سفرختا « 2 » نيز رسوخ كرده بود . بنابر آن ، حكم فرمود كه به اطراف و اكناف عالم جار رسانند كه تمامى به قوريلتاى « 3 » حاضر شوند . و از شاهزادگان چنگيزىنژاد پاييزى اغلان و باشتيمور اغلان به عرض رسانيدند كه چون قوريلتاى بزرگ مىشود ، اميرزاده شاهرخ از هرات و اميرزاده پير محمد از غزنين بيايند . آن حضرت آمدن اميرزاده شاهرخ را مصلحت ندانست و اميرزاده پير محمد را طلب فرمود . و صحراى كان‌گل محل اجتماع حكام و سرداران اكثر ربع مسكون مقرر شد . و روز يكشنبه غرهء شهر ربيع الأول سنهء هشتصد و هفت موافق پيچىئيل [ 530 الف ] صاحبقران به كان‌گل نزول فرمود و جهت منزل خاص چهار سراپرده و خرگاه دويست سرى سراسر مزين به در و گوهر بر پاى كردند و دوازده پاى كه ظاهرش از سقرلاط هفت رنگ و درونش از مخمل الوان و طناب‌هاى ابريشمين و ستون‌ها [ ى ] منقش با قصرهاى زرين بود ، فراشان با فرّ و شأن در عرض يك هفته بر پاى كردند . و وسعت آن دوازده پاى به حدى بود كه ده هزار كس را سايه مىانداخت و قالىهاى ابريشمين فرنگى و رومى و عراقى انداخته تخت‌هاى زر و نقره و مرصع به انواع جواهر و خوشه‌هاى مرواريد از آن آويخته آراستند و هريك از آغايان و شاهزادگان و سلاطين و امرا و نوينان و حكام و كلانتران و ارباب و اعيان جهان به مورچل خود به توره فرود آمده صحراصحرا خيمه و خرگاه بر پاى كردند . و ايلچيان مصر كه سردار ايشان منگلى بوقا نام داشت ، در اين وقت آمده انواع تحف و هداياى آن مملكت آوردند . از آن جمله زرافه كه جانورى عجيب است ، « 4 » همراه خود داشتند . و اميرزاده خليل سلطان از تركستان با امراى بزرگ مثل امير يادگار برلاس و امير خدايداد حسنى و دادملك برلاس و پير محمد طغىبوقا و بردى بيگ و سعادت تمرتاش و دولتمور تواچى به ملازمت آمده و اميرزاده پير محمد نيز از غزنين رسيد . و آن حضرت او را در كنار گرفته پرسش فرمود . و چون ايام سور بود ، او را از لباس سياه كه به جهت فوت برادرش ، اميرزاده محمد سلطان پوشيده بود بيرون آورده جامه‌اى زربفت پوشانيدند و مردم او را نيز از لباس شبگون برآورده خلعت دادند . و عمال خراسان در اين وقت آمده اسباب فراوان آوردند و جميع اصناف محترفه و هنرمندان به قدر طاقت و توان خود نغمه‌هاى « 5 » لطيف و اختراعات ظريف نمودند و بازيگران

--> ( 1 ) . روضة الصفا : اميرزاده ايجل پسر ميرانشاه . ( 2 ) . چين شمالى . ( 3 ) . ق : قريلتاى . ( 4 ) . كلاويخو كه در اين هنگام در خوى بود ، شاهد رسيدن هداياى ناصر الدين فرج ، مملوك سلطان مصر به امير تيمور بود . او از زرافه با عنوان « جرنوفه » كه « ساختمانش عجيب و براى ما [ - كلاويخو ] بيگانه بود » ياد مىكند . - سفرنامه ، ترجمهء مسعود رجب‌نيا ، تهران ، 1374 ، ص 159 . ( 5 ) . م : نعمت‌هاى .