قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4971

تاريخ الفي ( فارسى )

از نوكران اميرزاده شاهرخ به حكومت سارى رفت . و بيگ ملك آغا ، حرم اميرزاده پير محمد جهانگير از جانب قندهار به درگاه آمد و سه پسر : خالد و سنجر و مهدى - كه هنوز در صغر سن بودند - به نظر آن حضرت درآورده از اقمشه و امتعهء هندوستان پيشكش بسيار گذرانيد . و حكم شد كه شاهزاده شاهرخ بهادر با جمعى كثير از امرا از راه قزل‌يغاج « 1 » متوجه گيلانات شوند ؛ چه ، حكام آنجا تا غايت به درگاه نيامده بودند . و آن حضرت به موجب حكم به قزل‌يغاج رفت . و حكام گيلان سراسيمه شده باج و خراج قبول كردند . و جمعى به تحصيل اموال به آنجا رفتند . سيد رضا كيا كه ولايت ديالمه به او تعلق داشت و امير محمد [ 527 ب ] رشتى با پيشكش بسيار به درگاه خلايق پناه آمده نوازش يافتند و از مال گيلانات كه پانزده هزار من ابريشم و هفت هزار اسب و سه هزار گاو بود ، آنچه رسد اين دو كس بود نصف بخشيده شد و از ديگران ثلث معاف گشت . « 2 » و سيد بركه در همين ايام در قشلاق به اجل طبيعى درگذشت . « 3 » و ايالت همدان و نهاوند و لر كوچك با توابع و لواحق به اميرزاده اسكندر مرجوع شد . و سلطان عيسى ، حاكم ماردين ، با پيشكش بسيار به درگاه آمد و دختر خود را كه نامزد ميرزا ابو بكر بود ، همراه آورد . و حكم شد كه تمام سرداران الوس هلاگو خان كه در ايران هستند هريك ، يك كس از فرزندان يا برادران خود را با خانه و كوچ به سمرقند بفرستند . و به عزم شكار از آب ارس عبور فرموده جرگه انداختند و شكارى به جرگه درآمد و به رسم معهود آداب شكار به جاى آورده شد و به اردو مراجعت فرمود و اكابر و اعيان ماوراء النهر را كه به ركاب آمده بودند ، از سوغات روم و فرنگ توانگر ساخته رخصت مراجعت ارزانى فرمودند . و در اول بهار صاحبقران از يورت قشلاق كوچ كرده بر آب ارس به موجب [ ى ] كه فرموده [ بود ] پل بستند و لشكريان به فراغت عبور نموده در علفزار كنار ارس نزول شد . و اميرزاده شاهرخ از قزل‌يغاج معاودت نموده به ملازمت مشرف شد و اسباب جشن و طوى ترتيب يافته قوريلتاى شد و حكومت الوس هلاگو خان از عراق عجم و آذربايجان و اران و مغان و گرجستان و ارمنييه و روم تا اسلامبول و شام و مصر به اميرزاده عمر مفوض شد و حكم شد كه شاهزادگان كه حاكم فارس و عراقين باشند ، به قوريلتاى او حاضر شوند . امير جهانشاه و رستم امير موسى و توكل يادگار برلاس و جنيد بورلداى و غيرهم با ده هزار سوار ملازم او گذاشت و حكم فرمود كه از سخن امير جهانشاه بيرون نروند . و شاهزاده را تاج و

--> ( 1 ) . نسخ : بىنقطه ( 2 ) . به دستور امير تيمور نصف ماليات ولايت سيد رضا كيا و امير محمد و ثلث ماليات ولايات ديگر گيلان را به سيد رضا كيا بخشيدند . ( 3 ) . تيمور دستور داد تا نعش او را به اندخود نقل كنند .