قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4941

تاريخ الفي ( فارسى )

دو كس را از مخالفان به دست آورده يكى را كشتند و سر او را در گردن ديگرى آويخته مىآوردند كه پسر قيصر كه با هزار كس شب به زبان‌گيرى روان شده بود و از ايشان گذشته در دره [ اى ] پنهان بود ، دوچار شد . بهادران كه شصت نفر بيشتر نبودند ، جنگ‌كنان روان شدند . تا آنكه سياهى لشكر اميرزاده سلطان حسين به نظر آمد . روميان توقف كردند و دليران به سلامت خلاص شدند و ملازمت صاحبقران آمدند و سلطان حسين نيز آمده ملحق شد . و لشكرى كه به انگوريه فرستاده بودند در راه چاه‌ها كنده به انگوريه رسيدند و تمامى نواحى آن را تاخته غنيمت بسيار گرفتند . و صاحبقران به سه منزلى انگوريه آمد . يعقوب‌نامى از قبل قيصر در قلعهء انگوريه مضبوط شده بود . روز ديگر لشكريان منصور به عزم تسخير قلعه روان شدند و فى الحال نقب‌ها زده آب از قلعه بريدند . و جمعى از بهادران به برجى كه به طرف آب بود برآمده نزديك بود كه قلعه فتح شود كه قراولان خبر رسيدن قيصر فرستادند . و صاحبقران به اردو معاودت فرمود . و امرا كه به بالاى برج رفته بودند . . . « 1 » كنان پايين آمدند و حكم شد كه لشكريان كوچ كرده مقدار يك ميدان اسب از آب پيشتر رفتند و آب را در عقب گذاشته فرود آمدند و به رسم حفر خندق و استحكام آن قيام نمودند ، و يك چشمهء آب كه بر سر راه دشمن بود و بجز آن آبى نبود ، به انواع نجاسات انباشتند . و تمام شب صاحبقران گيتىستان به تضرع و زارى از حضرت عزت ، فتح و نصرت مسئلت نمود . و چون روز شد آن حضرت به صف‌آرايى سوار شده و جوانغار را به اميرزاده شاهرخ بهادر و اميرزاده خليل و امير سليمانشاه و امير يادگار و رستم طغى بوغا برلاس و سونجك بهادر و دولتمور [ تواچى ] و ديگر امرا سپردند و قبيل ايشان سلطان حسين بود و با جمعى ديگر . و در برانغار اميرزاده ميرانشاه و امير شيخ نور الدين برندق و على هقين « 2 » و امير مبشر « 3 » و امير طهرتن و حاجى عبد الله عباس و سلطان سنجر و حاجى سيف الدين و عمر پايان و شيخ ابراهيم شيروانى و غيرهم قرار گرفته و قبيل ايشان اميرزاده ابا بكر و امير جهانشاه و قراعثمان تركمان و كوچك برلاس و مير على سلدوز بود . و در دست راست قول باشتيمور اغلان و اميرزاده احمد قوشچى « 4 » و پيرى بيك « 5 » و جلال باؤرچى و يوسف مغول و حاجى بابا سوجى و اسكندر و شمس الدين آلماليقى و پيرى ملك تواچى و خواجه على و حسن و محمد قوچين و ادريس قورچى و ارغون ملك و پير محمد و بهاء الدين و قرا احمد و ولى بيگ

--> ( 1 ) . جاى يك كلمه در نسخ بياض است . ( 2 ) . ظفرنامه : على قاوچين . ( 3 ) . ق : امير مليسر . ( 4 ) . ق : فوشنج . ( 5 ) . ظفرنامه : بيردى بيك .