قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4940

تاريخ الفي ( فارسى )

و قلعهء هاروك را كه در آن نواحى بود ، لشكريان به سردارى امير شيخ نور الدين و امير برندق فتح نمودند . و جمعى از ارباب وقوف كه راه‌هاى ولايت روم را خوب مىدانستند به موقف عرض رسانيدند كه راه توقات جنگل بسيار دارد و ايلدرم بايزيد با لشكر به توقات آمده و كنار آب را گرفته است . صاحبقران آن راه را گذاشته به دست چپ روان شد و متوجه قيصر [ يه ] گشته على سلطان تواچى را پيش فرستاد كه بگذارد كه تا لشكريان از قيصريه بگذرند . و از سيواس به شش منزل به قيصريه رسيده اهالى شهر را كه به ملازمت آمدند ، امان داد و چند روز آنجا توقف فرموده و جماعتى گريخته به نقب‌ها و سوراخ‌ها رفته بودند پيدا كرده به قتل آوردند . و اميرزاده ابا بكر و امير شيخ نور الدين به قراولى تعيين يافتند و لشكر به ترتيب جبه پوشيده به جانب انگوريه « 1 » روان شدند . در قراشهر « 2 » از قراول خبر آمد كه سپاه ايلدرم بايزيد را ديده‌اند . به موجب فرمان ، لشكريان رو به جانب دشمن به توره فرود آمدند و خندق كندند . و امير شاه ملك با هزار سوار به زبان‌گيرى « 3 » رفت و تمام شب رانده نزديك به صبح نزديك به اردوى ايلدرم بايزيد رسيد . و چون قراولان لشكر از كمين بيرون آمدند ، جنگ [ ى ] سخت واقع شد . و قيصر از نزديك آمدن فوج صاحبقران برآشفته امراى خود را سرزنش بسيار كرد . و امير شاه ملك صورت واقعه را به صاحبقران اعلام نمود . و قيصر كوچ كرده به جانب صاحبقران روان شد . و آن حضرت الياس خواجه شيخعلى بهادر و صاين تيمور و برادرش ، مراد و دايه خواجه و سلطان ملك ، پسر اوخ بهادر را با شصت مرد به زبان‌گيرى روان ساخت . و امير شاه ملك مظفر و منصور بازآمد . و صاحبقران با امرا و شاهزادگان مشورت كرد و فرمود كه « در آنجا توقف كردن [ 520 ب ] تا رسيدن دشمن فايده‌اى كه دارد آسودگى چهارپايان است . و شقى ديگر آن است كه ميان ولايت ياغى درآييم و به هر طرف ايلغار فرستيم تا او سراسيمه شده به تعجيل از دنبال بيايد . و اكثر لشكر او كه پياده‌اند جدا شوند . » شق ثانى اختيار شده كوچ كردند . « 4 » و اميرزاده سلطان حسين را با دو هزار مرد در يورت بازداشتند و حكم شد كه امير برندق با ديگر امراى قشون ، با لشكر پيادهء قشون با لشكر به جانب انگوريه نيز روان شود و منزلى كه آب نيست چاه فرو برند . و جمعى به زبان‌گيرى رفته بودند

--> ( 1 ) . انقره ، آنكاراى كنونى . ( 2 ) . م : قراتهر . روضة الصفا : قير شهرى ( 3 ) . جاسوسى . ( 4 ) . اوزون چارشىلى معتقد است كه « تيمور در حال پيشروى به سوى قير شهرى بود كه خبر يافت نيروهاى عثمانى به سوى او در حركت‌اند . وى كه دريافت اين وضع به سود او نيست ، دستپاچه شده جلسهء مشاوره‌اى با فرماندهان سپاه تشكيل داد . آنگاه به دنبال تصميم گرفته شده به سرعت پيشروى خود افزود تا دشمن را پشت سر بگذارد و راه آنكارا در پيش گرفت . » - تاريخ عثمانى ، ج 1 ، ص 353 .