قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4926
تاريخ الفي ( فارسى )
جنگ كرده شكست يافتند و غنيمت بسيار بهدست سلطان احمد افتاد . و جمعى را در بصره گذاشته به بغداد آمد و باز مردم بصره جمعيت كرده مردم سلطان احمد را عاجز كردند . و سلطان احمد ، سلطان طاهر ، پسر خود و جمعى ديگر از امرا را به جانب بصره فرستاد . ناصر و محمود و حكام سابق بصره طاقت نياورده به جزيره « 1 » گريختند . و سلطان احمد از مراجعت صاحبقران آگاه شده بغداد را به فرج سپرد و از عقب پسر و لشكر روان شد . و چنان كه گذشت شاهزادگان بعد از اين رسيده فرج را شكست دادند و بغداد را محاصره نمودند . و صاحبقران چون از آب گذشت ، اغروق را به اميرزاده شاهرخ و امير شاه ملك سپرده روانهء تبريز نمود و از راه التون كرك « 2 » متوجه بغداد شد و در ميان تابستان به بغداد رسيد و اطراف قلعه را بر امرا قسمت فرمود . و نقبچيان به سعى تمام مشغول كار خود شدند . و در اين اوقات خواجه مسعود و منگلى خواجه به زخم تير قلعه گيان هلاك شدند . صاحبقران كس فرستاده اغروق را نيز به بغداد طلب فرمود . و اميرزاده شاهرخ عنان به جانب بغداد منعطف داشت و با تمام لشكر رسيد . و به موجب حكم در پايان آب قلعه چيزى بستند و آن را به مردم كماندار سپردند كه كس نتواند از آن طرف گريخت . و اميرزاده ميرانشاه و اميرزاده شاهرخ بالاى آب را ضبط مىكردند . القصه ، اطراف شهر را چنان فروگرفتند كه از راه دريا و خشكى كسى را مجال آمدوشد نبود . و كوتوال النجق را به موجب حكم در اين وقت به قتل آوردند . و از جانب ماوراء النهر ، ايلچى شاهزاده محمد سلطان رسيد و خبر سلامتى شاهزاده و امنيت ولايت رسانيد . و لعلى كه به وزن يكصد و بيست مثقال بود در آن وقت ازكان بدخشان بهدست آمده بود ، به نظر آن حضرت درآوردند . و چهل روز ايام محاصرهء بغداد امتداد يافت « 3 » . و در اين ايام هرچند امرا و شاهزادگان رخصت جنگ سلطانى مىطلبيدند ، آن حضرت تجويز نفرمود . و در شهر قحط شد و گرما به مرتبه [ اى ] بود كه زياده بر آن تصور نتوان كرد . تا آنكه در بيست و هفتم ذيقعده كه به واسطهء كمال گرمى مردم برج و باره به خانههاى خود رفته بودند و دستارهاى خود را بر سر چوبهاى خود نهاده ، اميرزاده خليل سلطان و امير شيخ نور الدين و رستم طغاى بوقا و ديگر امرا پيش رفتند . و نخست امير شيخ نور الدين نردبان بر ديوار قلعه نهاده بالا برآمد و ديگر امرا و ساير لشكريان از هرطرف برآمدند . و شاهزادگان با بقيهء لشكر حصار را رخنه كرده درآمدند . و
--> ( 1 ) . جزيرهء ابن عمر . ( 2 ) . مراد آلتون كوپرى است . ( 3 ) . با اينكه همهء سيورسات بغداد در اين چهل روز به اتمام رسيد ، اما امير تيمور به تسليم شدن شهر بدون خونريزى به يأس بدل شد .