قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4893
تاريخ الفي ( فارسى )
حسب الحكم در ايّام يورش در آنجا حكومت مىكرد به ملازمت آمد . و چون با رعايا بسيار خوب معاش كرده بود نوازش يافت و آخر ماه به كش رسيدند و پانزده روز در آق سراى توقف شد و به جانب سمرقند روان شد و بيست و دويم ماه شعبان به دار الملك سمرقند نزول فرمود . بعد از آنكه در باغ دلگشا و كوشك جهاننما جشنهاى پادشاهانه ترتيب داده بودند و از لوازم شادمانى و عيش و عشرت چيزى فروگذاشت نشد و آن حضرت در هريك از باغات سمرقند ، جشنى ترتيب مىداد تا آنكه در باغ بلند ، پيلان و اغروق [ 508 ب ] كه در عقب بود رسيدند و اهالى ماوراء النهر كه هرگز فيل نديده بودند در آن جانور عجيب غريب مهيب حيران شدند و از غنايم و تحف و تنسوقات ممالك هند جميع امرا و شاهزادگان و امرا و اكابر و اعيان به قدر مرتبهء خود قسمت يافتند . و سارنگ ، برادر ملو را با دو زنجير فيل و ديگر تحفههاى هند به سرحد ولايت جته ، نزد اميرزاده محمد سلطان فرستادند . و شاهزاده شاهرخ را رخصت به هرات نمودند . و چون از اطراف و جوانب عالم ، پيشهوران و صنعتكاران در سمرقند جمع بودند ، در اين وقت آن حضرت به بناى مسجد جامع سمرقند اشارت فرمود و سر كارها بر امرا و شاهزادگان قسمت شده هركس در حصهء خود به قدر مقدور سعى مىنمود و پانصد نفر سنگتراش در درون مسجد به كار مشغول بودند ، به غير از جماعتى كه به سنگ بريدن مشغول بودند . و فيلان را نيز به سنگ كشيدن بازداشته بودند . و آن حضرت اكثر اوقات به نفس نفيس بر سر عمارت حاضر مىشد . و اميرزاده محمد سلطان از سرحد مغولستان با خواص خود ( به ملازمت ) « 1 » آمد و آن حضرت او را در آغوش عطوفت درآورده پرسش و نوازش بسيار فرمود . و عمارت مسجد به اندك وقتى به اتمام رسيد « 2 » و آنچنان مسجدى ساخته شد كه در روى زمين مثل آن نشان نمىدهند . « 3 » و احوال ايران در اين سال اين است كه خراسان را اميرزاده شاهرخ بهادر معمور ساخته بود ؛ و در فارس ، اميرزاده پير محمد ، حاكم بود ؛ و در عراق و آذربايجان و توابع ، اميرزاده ميرانشاه حكومت مىكرد و آن ولايت را به غايت خوب ضبط كرده بود و امراى گرجستان و
--> ( 1 ) . م : ندارد . ( 2 ) . م : پايان يافت ( 3 ) . ميرخواند مىنويسد چهار صد و هشتاد ستون از سنگ تراشيده آماده كردند كه طول هريك هفت گز بود و فرشها و سقفها نيز از تختهسنگهاى تراشيده بود و ارتفاع مسجد تا سقف قريب نه گز بود . چهار مناره در هر گوشهاى ساخته شد و در بزرگ آن را از « هفت جوش » درست كردند .