قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4888

تاريخ الفي ( فارسى )

كوه كوپله « 1 » كه در كنار گنگ واقع است ، جمعى كثير از هندوان جمع شده‌اند . آن حضرت با پانصد سوار كه به تاخت و تاراج نرفته بودند در لحظه متوجه آن جماعت شد . و امير شاه ملك و على سلطان تواچى با آنكه اندك مردم همراه داشتند پيش رفته آن جماعت را متفرق ساختند . و اكثر اين جماعت كه همراه صاحبقران بودند غنيم را تعاقب نموده و زياده از سيصد سوار نزد آن حضرت نماند كه به يكبارگرى ملك شحنه نام با جمعى كثير متوجه آن حضرت شد . و چون به تيررس رسيدند ، يكى از لشكريان گفت كه « اين شيخاكوكر است كه در لشكر ظفر اثر مىباشد . » و بدين جهت آن حضرت به طرف كوه روان شد . و آن گبر دلير شده بعضى از لشكريان را از پا درآورد . آن حضرت از مشاهدهء اين حال برآشفته متوجه او شد . در حملهء اول مخالف را گريزانيد و سردار ايشان را زخمدار به‌دست آورد . و چون به نظر صاحبقران درآمد مجال سخن گفتن نيافته به همان زخم‌ها هلاك شد . و باز خبر رسيد كه در دو كروهى جمعى ديگر مستعد جنگ شده‌اند و تمام راه جنگل و بيشه است . آن حضرت با وجود آنكه از نصف شب سوار شده بود و دو جنگ چنان كرده بود ، بار ديگر سوار شده روان شد . و چون لشكر ظفر اثر به غايت اندك و مخالف بسيار و راه دشوار بود ، به خاطر آن حضرت گذشت كه اميرزاده پير محمد و امير سليمانشاه در اين وقت ملحق شوند از عنايات و توفيقات بزرگ است . عجب آنكه ايشان سه روز پيشتر به تاخت تاخته دور رفته بودند و رسيدن ايشان در گمان نبود . از اتفاقات حسنه در اين وقت رسيدند . و آن حضرت به غايت فرحناك شده بر سر دشمنان راندند و اكثر ايشان را به قتل آوردند و غنيمت بسيار به‌دست لشكريان افتاد . و در يك روز سه فتح كرده در موضع جنگ دويم كه گنجايش فرود آمدن داشت ، فرود آمدند و روز ديگر در موضع كوپله متوجه شدند و لشكر به ترتيب روان شد و مخالفان ساعتى توقف نتوانستند نمود و تمامت اموال ايشان به‌دست افتاد و خود به كوه‌هاى بلند گريختند . و بهادران پياده شده تعاقب كردند و بسيارى را به قتل رسانيده مظفر و منصور معاودت نمودند . و لشكريان سلطان محمود غازى بعد از آنكه سال‌هاى دراز در هندوستان غزا كرده بودند ، قريب به اين موضع رسيده بودند كه لشكر منصور كوچ بر كوچ به آنجا آمده بود . و اين موضع را كه منبع آب گنگ است ، هندوان عبادت مىكنند .

--> ( 1 ) . نسخ : كوه بله . ظفرنامه شامى : كوپله ؛ روضة الصفا : درهء كوپله ؛ سعادتنامه : كوه كوپله . اصلاح بر اساس ضبط اين اسم در عبارات بعدى است . درهء كوپله بر دامن كوهى است كه رود گنگ از آنجا جارى است و در حدود پانزده كروه بالاتر از آن سنگى است بر شكل گاو كه آب از آن سنگ بيرون مىآيد و هندوان آن سنگ را پرستش مىكنند . - روضة الصفا ، چاپ زرياب خويى ، ص 1088 .