قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4873

تاريخ الفي ( فارسى )

و احوال هندوستان در اين سال اين است كه چون سارنگ خان شكست خورده به ملتان گريخت ، خبر شنيد كه اميرزاده پير محمد ، نبيرهء صاحبقران از آب سند گذشته او را در قبل دارد . بنابراين ملك تاج الدين [ بختيار ] « 1 » ، نايب خويش را با ديگر امرا و لشكر برگزيده به مدد حاكم اوجه روان كرد . و اميرزاده از آمدن لشكر خبردار شده تا كنار آب بياه به استقبال لشكر آمد و غافل خود را بر لشكر زده ملك تاج الدين را شكست داد و اكثر مردمى كه با او همراه بودند كشته شدند ؛ بعضى در جنگ و بعضى در آب . و ملك تاج الدين با معدودى به ملتان گريخت و اميرزاده پير محمد از عقب او به ملتان آمد و سارنگ خان طاقت جنگ نياورده حصارى شد و سى ماه مدت محاصره امتداد يافت . آخر امان خواسته بيرون آمد و ملتان به تصرف اميرزاده درآمد . « 2 » و در شوال همين سال ملّو كه اقبال خان خطاب داشت ، از محمود شاه برگشت و با نصرت شاه عهد و پيمان در ميان آورد و به‌اتفاق ، محمود شاه و مقرب خان و بهادر ناهر را از دهلى به دهلى كهنه گريزانيده حصار را در ميان گرفتند و بعد از سه روز اقبال خان با نصرت شاه دل دگرگون كرده و نصرت شاه آگاه شده با پيلان و جمعيت خود به طرف فيروزآباد روان شد . و اقبال خان تعاقب نموده نصرت شاه را شكست داد و فيلان و اسباب سلطنت به‌دست آورد . و نصرت شاه از آب جون گذشته به جانب تاتار خان رفت و فيروزآباد به تصرف اقبال خان درآمد . و ميان مقرب خان و اقبال خان تا ده ماه جنگ بود . بعد از آن امرا در ميان آمده صلح واقع شد . و بعد از دو روز اقبال خان عهد شكسته ، مقرب خان را غافل در خانهء خودش به دست آورده به قتل رسانيد و سلطان محمود شاه را دست فرار ( ؟ ) سلطنت كرده به حكومت مشغول شد . و بعد از چند روز به قصد تاتار خان متوجه آن جانب شد . و تاتار خان نيز از راه ديگر متوجه دهلى شد . ملّو خان به آن جانب ( ؟ ) و تاتار خان دهلى را قبل كردند . دهلى به واسطهء استحكام به‌دست نيامد و آن جانب از دست رفت ؛ چه ، ملو خان در سه روز قلعه را گرفت و اسباب و اموال تاتار خان را به‌دست آورد و اكثر مردم خوب تاتار خان كه در قلعه گذاشته بود ، به قتل رسيد و متوجه دهلى شد و تاتار خان طاقت نياورده به گجرات گريخت كه از ظفر خان كه پدرش بود و حكومت گجرات داشت ، مدد يافته به دفع اقبال خان به دهلى مظفر و منصور آمده و [ ملك ] نصير الملك را كه از توابع تاتار خان بود ، به او ملحق شده عادل خان خطاب داد و حكومت ميان دو آب را به او رجوع نمود و خود به فراغت در دهلى حاكم شد .

--> ( 1 ) . افزوده از منتخب التواريخ . ( 2 ) . منتخب التواريخ : « و ميرزا در ملتان تا آمدن صاحبقرانى توقف نمود . »