قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4817
تاريخ الفي ( فارسى )
نام سرداران دو قول ديگر مشخص شد و صفهاى دست راست نصب و آراسته شد ، چترها پيش رو داشته مستعد جنگ شدند . و قراول دشمن پيدا شده و صفها نيز از عقب قراول به نظر درآمد و در هر صف يكى از شهزادگان جوجىنژاد و امراى آن الوس مستعد حرب شده رسيدند و چندان لشكر از طرفين در آن دشت جمع شد كه وهم را اميد تخمين آن نماند . صاحبقران حكم فرمود كه در اين وقت تمام سپاه فرود آمده خيمهها زدند و آتش افروختند و لشكر توقتمتش را از اين بىالتفاتى خوف زيادت شده « 1 » و عساكر منصوره بعد از فراغ از خيمه زدن سوار شده روبهروى غنيم شدند . و آن حضرت فرود آمده روى تضرع بر زمين نهاد و از حضرت عزت فتح و فيروزى مسئلت نمود سوار شد و سيد بركه در اين معركه مراسم اخلاص و دعاگويى به تقديم رسانيد . « 2 » امير حاجى سيف الدين توفيق يافته پيش از همه كس حمله كرده دشمن خود را شكست داد و چند قشون از لشكر دشمن كه از قشونهاى صاحبقران زياده آمده بودند روان شدند كه از عقب لشكر امير سيف الدين درآيند ؛ و جهانشاه بهادر به كمك امير سيف الدين روان شد و غنيم را نگذاشت كه از عقب او درآيند و مخالف را برگردانند ؛ و اميرزاده ميرانشاه مخالفان را كه در برابر قول او بودند ، به يك حمله مغلوب ساخت ؛ و عثمان بهادر با سه قشون قپچاقى با سه قشون درآويخت و از اسب افتاده باز سوار شد و دشمن خود را از جاى برداشت ؛ و شيخ على بهادر نيز فتح كرد ؛ و شاهزاده محمد سلطان نيز از قول بزرگ پيش آمده قلب دشمن را برهم زد ؛ و اميرزاده عمر شيخ در جوانغار ، آنچه لايق آنچنان شاهزاده باشد ، به جاى آوردند و از دشمن مقابل خود اثر نگذاشت . و توقتمش خان چون آثار پريشانى لشكر خود را يقين كرد و به عين اليقين ديد فدايىوار متوجه اميرزاده عمر شيخ شد . چون آن لشكر را به طريق قشون صاحبقران استوار ديد از آنجا نيز عنان گردانيده بر شيخ تيمور و هزارههاى سلدوز حمله برد . و آن جماعت هرچند سعى كردند تيرباران نمودند سودى نكرد و مغلوب شدند و بسيارى از مردم سلدوز به قتل رسيدند و توقتمش خان از ميان لشكر سلدوز گذشته در عقب لشكر منصور صف كشيد . اميرزاده عمر شيخ چون اين حال مشاهده نمود با سپاه خود بازگشته به مقابل توقتمش خان رفته به جنگ ايستاد و صاحبقران [ را ] كه در عقب لشكر توقتمش خان كه گريخته بودند ، مىرفت چكه بهادر از اين معنى آگاه ساخته ، « 3 » آن حضرت عنان به آن طرف معطوف داشت و توقتمش خان
--> ( 1 ) . ظفرنامه : « آن تمكن و ثبات قلب و دليرى و بىالتفاتى به دشمن رعب و هراس در دل اعدا زيادت گردانيد . » ( 2 ) . روز دوشنبه پانزدهم رجب سال هفتصد و نود و سه در موضعى به نام قندزجه در دشت قپچاق . ( 3 ) . ظفرنامه : « در اين حال چكاتواچى بتعجيل رسيد و خبر داد كه دشمنان عقب لشكر ما را گرفته و از عمر شيخ بهادر